تبلیغات
چهل چراغ - مطالب چهل چراغ
چراغ ۲۶) چرا مسلمان شدم؟ Why i coverted to Islam

l

پنجشنبه 14 آبان 1394 01:51 ب.ظ

نویسنده : چهل چراغ
کارگاه زبان انگلیسی در خدمت اسلام...
بسم رب المهدی(عج)

سلام به شما خوبان.
یادتونه تو چندتا از پست های قبل گفتم که حوزه بلطف خدا و با همکاری چند تن از دوستان دوره های آموزش زبان انگلیسی با رویکرد اسلامی رو راه انداختن؟؟؟خب الان هم بلطف خدا:

به همت دفتر فرهنگی حوزه فاطمی(حوزه خودمون) کارگاه زبان انگلیسی در خدمت اسلام با حضور سرکار خانم مرضیه هاشمی مجری توانمند PressTV از روز چهارشنبه ١تیر ماه از ساعت ١٢ الی ١٣:٣٠ در حوزه فاطمی برگزار شده و ادامه دارد.
دوستان و خواهرانی که تمایل دارن برای شرکت تواین کلاسا میتونم بهشون ادرس و نحوه برگزاری رو اطلاع بدم.

یادم میاد مهر -آبان سال پیش هم خانم تازه مسلمانی که ایشون هم از امریکا اومده بود تشریف آوردن حوزه مون.وقتی حجابش رو اون هم با چادر دیدم و بعد سوالات خودم و دوستان رو که پرسیدیدم جواب داد واقعا متحیر شدم از این عظمت اسلام و شگفتی و قدرت خدا که هر که رو بخاد هدایت میکنه.انشالله به فرض حیات از ایشون هم مطالبی دارم که براتون میگم



در ادامه گفتگوی چارقد رو بخونید با خانم هاشمی.بیوگرافی و شرح زندگی و مسلمان شدن ایشون جالبه
مرضیه هاشمی، متولد ایالت کلرادوی آمریکاست. خبرنگاری خوانده‌ ست و در جوانی مسلمان شده. حالا هم که ایران است و خبرنگار پرس‌ تی‌ وی. توی خانه‌اش، که درهمسایگی پرس تی وی است، دیدمش و باهم درباره خیلی چیزها حرف زدیم. از نفقه و آرایشگاه رفتن‌ زنان بگیر تا اسلام و آزادی زن. از فضای رسانه‌ای آمریکا تا خانه و ماشین امریکایی‌ ها. از انقلاب خمینی تا مبارزات سیاهان آمریکا. از معجزه‌ نسوختن قرآن تا سیاست‌ های پنهان پشت قرآن‌ سوزی اخیر. از تبعیض نژادی-مذهبی پنهان در آمریکا تا نقش کردیت کارت در زندگی امریکایی‌ ها!

خانم هاشمی اول داستان مسلمان شدن‌تان را تعریف کنید

سال آخر دانشگاه شروع کردم به جستجو کردن درباره دین‌ ها. بعد از دو سال مسلمان شدم. اسم مرضیه را به خاطر اینکه یکی از نام‌ های حضرت زهرا (س) است انتخاب کردم. چون بهترین الگوی ما هستند. هاشمی هم نام خانوادگی همسرم است. مسلمان‌ شدن من ربط مستقیمی به انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی داشت. زمان انقلاب دانشجو بودم. ایرانی‌ های زیادی در آن دانشگاه بودند که ضد شاه تظاهرات می‌کردند و بعد از انقلاب هم این فعالیت‌ ها را ادامه دادند.

من‌ هم چون به مسائل سیاسی علاقه داشتم راجع به انقلاب پرس‌ و جو می‌کردم. من پروتستان بودم و چند سالی بود که از دینم راضی نبودم. از سیزده چهارده سالگی سوالاتی برایم بوجود آمده بود و احساس می‌کردم جواب سوال‌ هایم را نمی‌گیرم. شروع کردم راجع به دین‌ های مختلف تحقیق کردم.
در این بین شخصیت امام‌ خمینی برایم جالب بود. به خاطر همین جذابیت شخصیت امام بیشتر به اسلام گرایش پیدا کردم. 2 سال طول کشید تا مطالعه و مقایسه کنم و بعد به حمدالله مسلمان و شیعه شدم.
با یک مرد ایرانی ازدواج کردم و بعد از آن چندباری به ایران آمدم و الان 2 سال است که ایران هستم. دوست داشتم پسر کوچکم با فرهنگ اینجا آشنا شود.

پس شما در هردو فضای ایران و آمریکا کار رسانه ای کرده اید؟

در آمریکا قبل از مسلمان‌ شدنم در تلویزیون کار می‌کردم. بعد از مسلمان‌ شدن و داشتن حجاب آن کار تعطیل شد!

منظورتان از تعطیل شد چیست؟ آنها تعطیل کردند؟!

صددرصد! وقتی مادرم اولین بار من را با حجاب دید گفت: ببین، اینکه دینت را عوض کرده‌ای یک بحث است. اما اگر بخواهی با این شکل اینجا بگردی نمی‌توانی توی رشته‌ خودت پیشرفت کنی. مادرم چند مسلمان را می‌ شناخت که حجاب نداشتند. می‌گفت: اگر می‌خواهی مسلمان باشی، باش اما مثل اینها! من می‌ گفتم: من نمی‌توانم! من مقایسه و مطالعه کرده‌ام و به هر قیمتی، حتی اگر کارم را از دست بدهم باید وظیفه‌ ام را انجام بدهم.

برخورد خانواده با مسلمان شدن شما چطور بود؟

برایشان سنگین بود. من با ایشان صحبت کردم درباره انجیل، قران و اسلام و غیره اما باز برایشان سنگین بود. اولش یک مقدار مشکل داشتیم. خصوصا توی آمریکا کسی مسلمان باشد اگر واقعا بخواهد رعایت کند مشکلات هم خواهد داشت. نه فقط حجاب، مثلاً خوراک. فرض کنید یک عمر در آن خانواده بزرگ شده، یک دفعه نمی تواند غذای مادرش را بخورد. چرا؟ به خاطر گوشت حلال.

به هر حال برای مادر سنگین است و مسائل مختلف دیگر. البته مادرم قبل از فوتش به من گفت که راه تو درست بود. الان بچه‌ های تو را که می‌ بینم و مقایسه می‌کنم با نوه‌ های دیگر، می‌ بینم راه تو درست بود.

خانم هاشمی برگردیم به آمریکا! گفتید به خاطر حجاب تعطیل‌تان کردند! چطور؟ مگر لیبرالیسم بر آمریکا حاکم نیست؟ آزادی ادیان چه می شود؟!

آنها هیچ‌ وقت مستقیم نمی‌ گویند به خاطر حجاب. مثل ترکیه یا فرانسه نیست. آمریکایی‌ ها کارشان را خیلی قشنگ بلدند! بهانه‌ های دیگر می‌آورند. چون اگر بگویند به خاطر حجاب خلاف قانون اساسی‌ شان است.

مثلاً چطور می گویند؟ لطفا عینی‌تر توضیح بدهید.

آنها می‌ گویند: «الان بودجه نداریم.. خدا کند بعداً بتوانید برگردید. یا مثلا می‌گویند: ما فعلا در این قسمت نیرو لازم نداریم.. در آن قسمت لازم داریم.. شما تجربه دارید؟ عه ندارید؟ خب ببخشید.. بعداً از شما استفاده می‌ کنیم!» چون اگر بتوانید به دادگاه ثابت کنید که آنها به خاطر دین یا حجاب شما را اخراج کرده‌اند دادگاه آنها را محکوم می‌کند ما می گوییم Sue میکند. آنها کاری نمی‌ کنند که شما مدرک داشته باشید و این‌ را اثبات کنید.

از طرف مردم چطور؟ آنها هم سوگیری دارند در برخورد با محجبه‌ها؟

کشورهای مختلف، متفاوت است. مردم آمریکا فکرشان بازتر است. اگر این تبلیغات ضداسلام نبود و اگر خود ما مسلمان‌ ها الگوی بهتری بودیم می‌ توانستند مسلمان هم بشوند. اما بعضی جاها فکرشان بسته‌ تر است. جاهای کوچک‌ تر هم فکرشان بسته‌ تر است. به هر حال فراموش نکنیم که همین کشور است که سی چهل سال پیش، سیاه‌ پوستان حتی آب هم بیرون نمی‌ توانستند بخورند! فقط سی سال گذشته!

بعد از آن کار رسانه ای در آمریکا را رها کردید؟

دیگر در تلویزیون کار نکردم. بیشتر با مسلمان‌ ها کار می‌کردم. با روزنامه‌ ها و مجلات اسلامی مثل MAGAZINE CRESCENT INTERNATIONAL و ISLAMICA کرسنت در تورنتوی کانادا منتشر می‌ شد و در راستای همان اهداف انقلاب اسلامی کار می‌کرد.

مخاطب اینطور مجلات فقط مسلمان‌ ها هستند یا غیرمسلمان‌ ها می خوانندشان؟

بیشتر مسلمان‌ ها. در بین روشنفکران و استادان دانشگاه، کسانی که دنبال خبرهایی غیر از بی‌ بی‌ سی و سی‌ ان‌ ان و ای‌ بی‌ سی و غیره هستند، این مجلات را می‌خوانند. مخصوصا سی سال پیش که اینترنت نبود، بیشتر به این مجلات مراجعه می‌کردند.

چقدر تاثیرگذار هستند؟ از لحاظ کیفی در چه حدند؟

خیلی قوی. مخصوصا کرسنت، سی چهل سال، دقیق یادم نیست می‌ توانم آنلاین چک کنم بگویم، وجود دارد و قوی کار می‌ کند. زمانی فقط سه شبکه اصلی داشتیم، ای‌ بی‌ سی، سی‌ بی‌ سی و ان‌ بی‌ سی. سال 82 یا 83 سی‌ ان‌ ان هم اضافه شد و این چهار شبکه 95 درصد خبر آمریکا را تولید می‌ کردند و کسی غیر این دنبال منبع دیگری نمی‌ رفت. ما می‌ گوییم وقتی(ALTERNATIVE MEDIA) ، رسانه‌ هایی با تفکر جدید، آنهم با کیفیت عالی بوجود می‌ آید مردم استقبال می‌ کنند.

فرمودید در راستای اهداف انقلاب اسلامی کار می‌ کنند. امام معتقد بود دو نوع اسلام داریم، اسلام امریکایی و اسلام ناب محمدی. با این چارچوب می‌ توان تحلیل‌ شان کرد؟

بله، یک عده‌ای هستند که ظاهراً مسلمان‌اند اما برطبق جیب آمریکا عمل می‌کنند! دوروبرمان پُراند! از عربستان تا مصر. یا مثلا این بحث فلسطین و اسرائیل. وقتی اسرائیل گفته اصلا امکان ندارد حتی یک وجب عقب نشینی کند، پس دیگرمعنی این مذاکرات چیست؟! چرا؟ چون محمود عباس هم یکی ازهمین مدل‌های اسلام‌های آمریکایی‌است.
یک ضرب المثل داریم divide and conquer یعنی تفرقه بیانداز و حکومت کن. همیشه همین کار را کرده اند. خصوصا بعد از انقلاب اسلامی ایران. چون ضربه بزرگی بود برایشان و هنوز هم هست. الان مشکلترین قضیه ای که آمریکا دارد ایران است. چون در ایران راه استقلالی را انتخاب کرده‌اند و نمونه‌ای شده‌اند برای تمام کشورهایی که دنبال استقلال هستند. مثل همین کشو‌رهای آفریقایی. الان هم که می‌بینیم این مرکز اسلامی در نیویورک در رسانه‌ها بزرگ می‌کنند تا مردم را به جان هم بیاندازند.

درباره ربط این ماجرا و ربطش با رسانه ها و تفرقه بیشتر بگویید.

این مرکز را نزدیک مکانی که یازده سپتامبر اتفاق افتاد می‌خواهند بسازند. آنها آمده اند گفته اند این بی‌احترامی‌است! اولاً 11 سپتامبر چه ربطی به مسلمانان دارد؟! همه می‌دانند که یک بازی بود و حتی شصت هفتاد نفر مسلمان درآن حادثه کشته شدند. جالب است با یکی از امامان واشنگتن صحبت می‌کردم دراین‌باره. ایشان می‌گفت که امام مرکز اسلامی نیویورک خودش با دولت آمریکا کار می‌کند! تمام این نقشه یک بازی است که مسلمان‌ها مشغول باشند با چیزهای مختلف تا اینها بتوانند از این بین یک تبلیغ منفی‌ای علیه اسلام از تلویزیون پخش کنند.

این مسئله قرآن‌سوزی را هم می‌توان به همین صورت تحلیل کرد. درست است؟

صددرصد. آمریکا کشوری است با سیصد و خورده‌ای میلیون‌نفر. حالا یک نفر یک چیزی گفته. اگر این در تلویزیون و روزنامه‌ها پخش نمی‌شد که کسی با خبر نمی‌شد. خودشان بزرگش کرده‌اند و هدف خودشان را دارند وگرنه هزاران اتفاق در روز می‌افتد چرا این را بزرگ کرده‌اند؟ برنامه‌ریزی شده بوده‌است، می‌خواهند مسلمانان واکنش نشان دهند تا از این واکنش‌ها تبلیغ منفی‌ای بر علیه اسلام کنند.

بالاخره اتفاقی بوده که افتاده، رسانه هم که کاری جز پخش خبر ندارد. خیلی‌ها این حرف شما را به حساب توهم توطئه می‌گذارند!

هیچ وقت فراموش نمی‌کنم، قبل از جنگ دوم آمریکا در عراق، آمریکایی‌ها خیلی زیاد به تظاهرات ضد جنگ می‌رفتند. درست چند روز قبل از جنگ یک تظاهرات خیلی بزرگ در نیویورک اتفاق افتاد. آن‌موقع من آنجا بودم. باور کنید تلویزیون در این‌مورد هیچ خبری نداشت! بعضی از خبرها فقط چند دقیقه کوتاه گفتند که یک عده‌ای از مردم بعضی از شهرها، لاب لاب لاب.. و تمام! اینکه چه چیزی را بزرگ کنند و یا نکنند کاملاً برنامه‌ریزی شده است.

خانم هاشمی، اما عده‌ای در داخل ایران حرف شما را باور نمی‌کنند. خصوصا سال گذشته در ایران ما دیدیم بعضی‌ها به همین رسانه‌ها اعتماد کردند. اعتقاد دارند فرضا بی‌بی‌سی تمام اخبار را پوشش می‌دهد.

ببینید من آنجا خبرنگاری خوانده‌ام. آنها خودشان می‌
گویند رسانه آزاد در هیچ کجا اصلاً وجود ندارد. به خاطر اینکه صاحب شبکه تلویزیونی یا رادیویی به نفع خودشان خبر پخش می‌کنند. آنها فقط خیلی واردترند. قشنگ می‌دانند چطور یک خبر را به نفع خودشان پخش کنند. نه فقط خبرنگار، که روان‌شناس دارند که چطور چیزی را بگویند که دیگران قبول کنند. من خیلی با ایرانی‌ها بحث کرده‌ام دراین‌مورد. بعضی از ایرانی‌ها می‌گویند هرچی بی بی سی می‌گوید واقعا درست است. من بهشان می‌گویم: آقا، خانم، ببینید، انها روش‌شان اینطور است، چندخبری که شاید مهم نباشد و حتی علیه خودشان باشد را می‌گویند تا اعتماد شما را جلب کنند. حتی چندتا خبر منفی از انگلیس و امریکا می‌گویند. شما می‌گویید: آها، اینها راست‌گو هستند! بعداً می‌آیند آن خبر اصلی را می‌دهند. هر روز یک جنگ رسانه‌ای است.

یعنی صددرصد فضای رسانه ای امریکا در جهت سیاست های رسانه ای خودشان است؟ حتی یک رسانه آزاد هم ندارند؟

الان صددرصد نیست الحمدالله. الان اینترنت و ستلایت رادیو خیلی خیلی کمک می‌کند. آلترناتیو میدیا، یا همان رسانه‌هایی با دیدگاه‌های متفاوت همین‌ها هستند. اما به هرحال تلویزیون چون هزینه بالایی دارد بیشترشان دست دولت است. شاید بگویند مثلاً صاحب ای‌بی‌سی دولت نیست. خب پس کی هست؟ یکی از همین Corporationها (شرکت ها) هستند که اگر بروید ببینید پشت صحنه‌شان باز برمی‌گردد به همان ریشه. نه فقط در آمریکا، در همه دنیا همین‌است. بی‌بی‌سی عربی، سی‌ان‌ان ترکیه، هر زبان که بگوئید همین است.

دقیقاً منظورتان از "ریشه" کدام نوع تفکر است؟

صهیونیست‌ها، صددرصد صهیونیست‌ها. من الان تلویزیون را روشن کنم می‌توانم مشخص کنم که خبرها به نفع کی است. اگر کسی اطلاعات داشته باشد کاملاً می‌تواند متوجه شود. چند ماه پیش اسرائیلی‌ها به آن کشتی که به سمت غزه می‌رفت حمله کردند و نه نفر را کشتند. رسانه‌ها چه گفتند؟ همان دقایق اول گفتند: افراد القاعده روی کشتی بوده‌اند. بعد دیدند نمی شود چون از خیلی جاها بوده‌اند روی آن کشتی! بعد چندبار حرف‌شان را عوض کردند تا آخرش گفتند: ما دفاع کردیم! این چه جور دفاعی‌است؟ شما که حمله کردید فقط لغت‌بازی است. این لغت‌ها توی ذهن مردم می‌ماند. صد بار بگو دفاع .. دفاع .. بالاخره مردم باور می‌کنند.
خود آمریکایی‌ها دارند الان بیشتر از همه سختی می‌کشند و دارند هزینه بالایی پرداخت می‌کنند و خودشان نمی‌دانند. آمار رسمی می‌گوید 10 درصد اما همه می‌دانند آمار بیکاری در اصل 20 درصد است الان. چقدر مالیات از مردم می گیرند و این پول می‌رود به اسرائیل. اطلاعات ندارند مردم و متأسفانه نمی‌دانند.

حتی اگر اطلاعات هم داشته باشند، با شناختی که شما از مردم آمریکا دارید به‌نظرتان عکس‌العملی نشان می‌دهند؟

در دهه 60 و 70 آمریکایی‌ها به دلائل مختلف خیلی تظاهرات می‌کردند. ضد جنگ یا بر سر حق و حقوق و چیزهای مختلف. اما الان در آمریکا راهپیمایی خیلی خیلی کم است. عرض کردم، در مورد جنگ عراق یک راهپیمایی شد که آن هم باز نسبت به کل جمعیت آمریکا درصد بالایی نبودند. اروپا و آمریکا خیلی با هم فرق می‌کنند. آن ریشه سوسیالیست اروپا، مثلا در یونان، آلمان ، فرانسه، باعث می‌شود که خصوصا در این اوضاع اقتصادی خیلی تظاهرات کنند. چرا؟ چون کارشان را از دست داده‌اند، قیمت همه چیز رفته بالا. آمریکا هم همین وضع اقتصادی را دارند اما تظاهراتی شکل نمی گیرد.

این عدم واکنش مردم، به نظر شما یک روند طبیعی در آمریکاست یا برنامه‌ریزی شده‌است؟

بعد از دهه 70 و پایان جنگ ویتنام، سران کشور، ما می‌گوییم think tankها (اتاق فکر) گفتند این جور نمی‌شود، هر روز تظاهرات. مثلاً سیاه پوست‌ها در دهه 60 خیلی فعال بودند. چه کارشان کردند؟ یا کشتن‌شان یا زندانی‌شان کردند. در محله‌های سیاه‌پوست‌ها چه کار کردند؟ یا کلیسا گذاشتند یا مشروب‌فروشی. کلیسا برای چی؟ چون دین مسیحیت می‌گوید ما با دشمن خودمان روبوسی می‌کنیم! می‌گوید ما از خودمان دفاع نمی‌کنیم! خدا از ما دفاع می‌کند!
برای عده‌ای دیگر که حالت انقلابی نداشتند و کلیسا نمی‌رفتند، مشروب و انواع مواد مخدر را رواج دادند. این شده که الان آن حال قبلی اصلاً وجود ندارد. کل مردم امریکا همین‌طورند. با سرگرمی‌های مختلف مشغول‌شان کرده‌اند. الان ایرانی‌ها فکر می‌کنند خیلی سختی می‌کشند و خیلی کار می‌کنند. من بهشان می‌گویم: خیلی عذر می‌خواهم! معنی کار نمی‌دانید که چی‌است! بروید آمریکا ببینید مردم چطور کار می‌کنند.

از چه لحاظ؟ استرس شغلی یا سختی کار؟

کیفیت کار آنجا بالاست. باید کار بکنند. نه مثل اینجا، اول صبح می‌آیند باید نان و پنیر با چای بخورند. بعد یک ساعت بعد دوباره چای می‌خورند. دوباره ساعت بعد. آنجا این خبرها نیست! سخت کار میکنند.

در عوض رفاه هم دارند! اگر کارشان سخت است پس این کیفیت بالای زندگی که می‌گویند در آمریکا هست چیست؟

من نمی‌دانم چیست! (خنده) ببینید رفاه دارند، چون اولاً از همه جا دزدیده اند! از خیلی از کشورها سوءاستفاده کرده‌اند.
از طرفی خود آمریکایی‌ها هم خیلی کار می‌کنند. من درباره ایرانی‌ها با آمریکایی‌ها صحبت می‌کردم. پرسیدند در ایران چطور ماشین می‌خرند؟ گفتم: نقد. با تعجب می‌پرسیدند نقد؟!! آمریکایی‌ها اصلا پول نقد ندارند. تازه ماشین آنجا ارزان‌ترهم هست. فرض کنید کسی ده هزار دلار ندارد نقد ماشین بخرد. فقط با کردیت کارت خرید می‌کنند.
این کردیت کارت‌ها هم که چون انسان را همیشه وامدار می‌کند، محافظه‌کاری می‌آورد.
پدرشان را درمی‌آورد. آخرماه می‌رسد هرچه درمی‌آورند می‌دهند به قسط. پول نقد اصلا ندارند. زندگی‌شان بر روی کار می‌گردد. بله، یک روز تعطیل آخر هفته را می‌توانند بروند پارکی، تفریحی..

شما اولین بار کی به ایران آمدید؟ تصوری که قبلا از ایران داشتید تا چه حد منطبق بود با ایرانی که می‌دیدید؟

من سال آخر جنگ ایران آمدم. البته همسرم کمی آمادگی بهم داده بود که فکر نکنی همه حزب‌اللهی هستند و.. یک بار آن اوایل داشتم در تهران می‌رفتم. خیابان شلوغ بود. دوتا راننده با هم دعوایشان شد و همدیگر را زدند. خیلی‌خیلی جا خوردم اصلا انتظار نداشتم.

من از چندنفر از کسانی که مسلمان شده‌اند و به ایران آمده‌اند شنیده‌ام که می‌گویند ما در ایران احساس معنویت می‌کنیم!

جالب‌است که این حرف را می‌زنید. یکی از دوستان که خیلی نزدیک است به مسلمان‌شدن، از انگلیس آمده بود ایران. می‌گفت: مرضیه، من به خیلی از کشورهای اسلامی رفته‌ام. وقتی مثلاً در تاکسی بودم و می فهمیدند که من انگلیسی هستم می‌پرسیدند: خانم شما قرآن ما را خوانده‌اید؟ اسلام می‌دانید چیست؟ اما در این مدت که در تهران بوده‌ام هیچ‌کس راجع به اسلام با من صحبت نکرده، فقط گفته‌اند: مال انگلیس هستی؟ خوش به‌حالت! راهی هست که ما بتوانیم برویم!! (خنده)

شاید چون آنهایی که من دیده‌ام رفته‌اند قم و این دوست شما تهران آمده. اگر همین دورو بر پرس‌تی‌وی (سعادت‌آباد) بوده باشد هم که دیگر بدتر!

البته من هم همین را به دوستم گفتم. (خنده) گفتم شما شمال و غرب تهران بوده‌اید. می‌دانی مشکل ایرانی‌ها چیست؟ ارزش چیزی را که دارند نمی دانند. عادت کرده‌اند. به هر حال مشکلات هست. همه جا مشکلات هست. من همیشه می‌گویم نگاه کنید به دور و برتان که کی هستند چی هستند. در عراق چی می‌گذرد. در افغانستان، پاکستان. در ایران امنیت هست. آرامش داریم. واقعاً آرامش داریم نسبت به آنها، نسبت به خیلی از کشورهای دنیا. اما متاسفانه قدر چیزی که داریم را نمی‌دانیم و فکر می‌کنیم خارج از ایران چه خبر است.

خانم هاشمی مصاحبه برای نشریه چارقد گرفته می‌شود و بهتر است کمی هم درباره زنان صحبت کنیم. گفته می‌شود در اروپا و امریکا، زنان بیشتر به اسلام گرایش دارند. شما قبول دارید؟

بله، درست است. زنان بیشتر مسلمان می‌شوند.

چرا؟ چه‌چیز اسلام زنان را جذب کرده؟

به خاطر اینکه آزادی واقعی از طرف خدا می‌آید. قانون اسلام با قوانین دیگر اصلا قابل مقایسه نیست. یک دوستی داشتم در اروپا که الان مسلمان شده است. دوستم نقاش بود و با 4 مرد نقاش در پاریس یک نمایشگاه گذاشته بودند و برایشان خیلی مهم بود که کارشان را تبلیغ کنند و مطرح شوند.
روزنامه‌نگارها و خبرنگارها آمده بودند و یکی یکی مصاحبه می‌گرفتند در مورد سبک کار و غیره. وقتی رسیدند به دوستم، یک خبرنگار گفت: چه چشم قشنگی داری! دوستم گفت: خب مرسی، حالا من در مورد کارم توضیح بدهم! خبرنگار گفت: ولش کن، بیا این شماره من و اصلاً حرف را می‌خواست به جای دیگر بکشاند! چندبار دیگر هم با این خانم اینطور برخورد کردند. بعد از مدت کوتاهی مسلمان شد. چون می‌دید اگر حجاب داشته باشد اینطور برخورد نمی‌کنند. چرا؟ چون جرأت نمی کنند با زن محجبه اینطور صحبت کنند. تمرکز می‌رود روی نقاشی.
خود من دانشجو که بودم، استاد جوانی داشتیم که برخورد نزدیکی با دخترها داشت و در کلاس خیلی شوخی می‌کرد. من جمعه در کلاس شرکت کرده بودم. شنبه شهادتین گفتم و مسلمان شدم و دوشنبه دوباره سرهمان کلاس رفتم با روسری. باور کنید از آن‌موقع به بعد برخورد آن استاد با من کاملاً عوض شد. یک احترام خاصی می‌گذاشت چون دیگر می‌دانست که من در آن کلاس فقط برای یادگیری رفته‌ام و دنبال چیز دیگر نیستم. حجاب یک دیوار است، محافظ است.

اما برعکس، درایران خیلی از زنان گرایش های فمنیستی پیدا کرده‌اند.

خیلی‌ها که طرفدار فمنیسم شده‌اند اگر ازشان بپرسید اصلاً این معنای واقعی‌ش چیست نمی‌دانند. نمی دانند اصلاً دنبال چی هست. من سی سال پیش در جریان همین movement (جنبش) فمنیزم بودم.
بله آن موقع خیلی فعالیت می‌کردند اما حاصلش چه شده؟ ضربه خیلی بزرگی زده. همه‌ش زن زن کردند و مرد را فراموش کردند. بله، الان زن‌ها دیگر در خانه نیستند، خب این مثبت است؟! پشت این فمنیزم برنامه‌هایی هست. چون می‌دانند اگر بتوانند خانواده را از بین ببرند دیگر کار جامعه تمام است. روی خانم‌ها تمرکز کرده‌اند. چرا آنقدر روی حجاب تبلیغ منفی می‌کنند؟ همه برنامه‌ریزی شده‌است. خانم‌های مسلمان مخصوصا شیعه که حضرت زهرا (س) را به عنوان الگو دارد باید روی این دین مطالعه کنند. بعضی‌ها می‌گویند زنی که 1400 سال پیش زندگی می‌کرده چطور الگوی ما در 2010 باشد؟ اگر کسی اعتقاد داشته باشد به‌اینکه این دین از طرف خداست می‌فهمد که خدا الگویی می‌فرستد که برای تمام زمان‌ها باشد.
از آن‌طرف هم اگر مردها اخلاق اسلامی داشته باشند خانم‌ها هیچ وقت حس کمتربودن نمی‌کنند و نمی‌گویند من چون قدرت اقتصادی ندارم از مرد کمتر هستم پس بروم در خارج خانه کار کنم که کمتر و ضعیف نباشم. پس هم مرد و هم زن باید راه اسلام را بروند.
نتیجه این فمنیزم در آمریکا این‌ست که الان یک مرد آمریکایی با یک زن آمریکایی که ازدواج میکند انتظار دارد او هم پا به پای او کار کند حتی اگر بچه‌دار هم شد فرقی نمی‌کند. 6 هفته مرخصی دارد و بعد دوباره باید برگردد سرکار. هم بیرون کار می‌کند، هم زن باید باشد، هم مادر باشد. خانه را تمیز کند غذا درست کند. فقط زجر می‌کشد.

پس تقسیم کار خانه‌ای که می‌گویند چیست؟

بله متأسفانه جوان ایرانی این‌را در هالیوود می‌بیند و باور می‌کند! زندگی واقعی در آمریکای سال 2010 اینجور نیست. بار بیشتر روی زن‌است. اتفاقاً یکبار با چند تا از زنان آمریکایی درباره اسلام صحبت می‌کردم. می‌پرسیدند شما حق کار کردن دارید؟ من گفتم بله، زنان مسلمان اگر بخواهند کار کنند درآمدشان برای خودشان است و اگر نخواهند مرد وظیفه دارد تأمین‌اش کند. با تعجب پرسید وظیفه؟!! گفتم بله! گفت تو می‌توانی یک مرد مسلمان برای من پیدا کنی؟ (خنده) دیگر خیلی خسته شده‌ام! الان بیشتر خانم‌های آمریکایی اصلا وقت ندارند به خودشان برسند.
من به خانم‌های ایرانی می‌گویم همیشه که یک نعمتی دارید ولی نمیدانید چی دارید! چقدر به خودتان می‌رسید! یک عروسی می‌خواهید بروید کلی دنبال لباس می‌گردید، از صبح آرایشگاه می روید. آنجا چنین وقتی ندارند. یک جشنی می خواهند بروند خودشان بدو بدو یک کاری می کنند و تمام! خیلی فشار رویشان است. خیلی مسئولیت دارند. در کار هم درصد مدیران زن خیلی کم است اما شما در هالیوود ببینید همه زنها را در رده های بالا نشان می دهند که دیگر کشورها ببینند و فکر کند که خودشان چقدر عقب هستند! این هم یک راه شستشوی مغزی است برای کنترل دیگر کشورها.

امروز تلویزیون مصاحبه‌ای پخش می‌کرد از یکی از امامان جمعه امریکا که می‌گفت جمعه‌ای نیست که کسی نیاید اینجا برای مسلمان‌شدن. واقعا سرعت به‌این اندازه‌است؟

شهرهای مختلف متفاوت است. بله، شهرهای بزرگ اینطور است. مثلا در لندن بچه‌های مرکز اسلامی آنجا می‌گفتند روز عید فطر گروهی می‌آیند برای مسلمان‌شدن. بله سرعتش از این‌هم بیشتر می‌شود. تبلیغ‌هایشان برعکس جواب می‌دهد. بعد از این مسئله قرآن‌سوزی یک دوستی از آنجا می‌گفت در کتاب‌فروشی‌ها نمی توانید قرآن پیدا کنید از بس که می‌خرند که ببینند این چیست که می‌خواهند بسوزاندش. مثل 11 سپتامبر که خیلی‌ها بعد از آن ماجرا مسلمان شدند. ماجراهای عجیبی می‌شنویم. من هرروز سجده شکر می‌کنم که مسلمان شده‌ام.

خانم هاشمی بعد از مسلمان‌شدن‌تان در زندگی شخصی‌تان اتفاق افتاده که فکر کنید واقعا راه‌تان درست بوده؟

بله، یک بار در امریکا، خانه ام آتش گرفت. همه چیز سوخت. همه دیوار ها سیاه سیاه شده بودند. فقط دوچیز در خانه ام سالم مانده بود. یکی تابلوی «وان یکاد»ی که روی دیوار بود سالم ماند درحالی که دیوارهای اطرافش کاملا سیاه شده بود و یکی هم قرآنم که روی میز بود. لپ تاپم کنار قرآن بود و شدت آتش ذوب شده بود! اما قرآن سالم مانده بود...



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

;

شنبه 11 مهر 1394 08:33 ب.ظ

نویسنده : چهل چراغ
پیوندهای مرتبطعکس دیگرانعکس دیگران
1394/01/17نسخه قابل چاپ
مصاحبه با خانم مرضیه هاشمی

روی دیگر چهره «زن» در آمریکا

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifhttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif یکی از مصادیق فروپاشی اخلاقی نظام تمدنی غرب و در رأس آن ایالات متحده، مسئله‌ی ظلم و تبعیض نسبت به زنان است. رهبر انقلاب در این زمینه چنین فرمودند: «ما در مسئله‌ی زن، از غرب طلبکاریم؛ ما مدعی غربیم؛ آنها هستند که دارند به زن ظلم میکنند، زن را تحقیر میکنند، جایگاه زن را پائین می‌آورند؛ به اسم آزادی، به اسم اشتغال، به اسم مسئولیت دادن، آنها را مورد فشارهای روحی، روانی، عاطفی و اهانت شخصیتی و شأنی قرار می‌دهند؛ آنها باید جواب بدهند.» خانم ملانی فرانکلین که امروزه او را با نام مرضیه هاشمی می شناسند، خبرنگار و مستندساز شبکه پرس تی وی است که تجربه‌ی زندگی در جامعه‌ی آمریکا را نیز داشته است. با وی درباره‌ی مشکلات زنان و تصویر سازی‌های دروغین از زنان در رسانه‌های غربی به گفت‌وگو نشستیم.

* شما اصالتاً اهل آمریکایید و تا همین اواخر در آنجا حضور داشتید و با زوایای جامعه‌ی غربی به‌خوبی آشنا هستید.  چطور شد مسلمان شدید و به ایران آمدید؟
آشنایی اول من با ایران، مصادف با پیروزی انقلاب بود. در آن موقع دانشجو بودم و فعالیت سیاسی می‌کردم و هنگامی که انقلاب اسلامی به وقوع پیوست، نظر من را به خود جلب نمود و همان موقع بود که از بچه‌های ایرانی که در محل تحصیلم حضور داشتند، شروع به تحقیق پیرامون انقلاب و شخص امام خمینی رحمه‌الله‌علیه کردم و این قدم اول من در شناخت ایران بود. این شناخت هنگامی که عمق پیدا کرد، به مسلمان شدن و شیعه شدن بنده منجر شد. همین‌جا باید بگویم که اگر انقلاب اسلامی نبود و اتفاق نمی‌افتاد، شاید در من آن گرایش اصلی که به شیعه دارم به وجود نمی‌آمد.

* کدام ویژگی رهبری امام خمینی توجه شما را به خود جلب کرد؟
امام خمینی وقتی به ایران بازمی‌گشت و خبرنگار از ایشان پرسید: «چه حسی دارید؟» و ایشان فرمود: «هیچ حسی!» این پاسخ خیلی برایم تکان‌دهنده بود. تا آن موقع همه‌ی رهبران و سیاست‌مدارانی که دیده بودم، از روی غرور صحبت می‌کردند، ولی امام با آن زیبایی فرمودند هیچ حسی ندارم.

بعد از اینکه مسلمان شدم، هنگامی که تصاویر جماران را می‌دیدم که همه گریه می‌کردند، با اینکه امام را دوست داشتم، نمی‌توانستم آن‌ها را درک کنم که چرا این‌قدر با دیدن امام اشک می‌ریزند. تا اینکه سعادت پیدا کردم و به جماران رفتم. زمانی که امام بیرون آمد، من همین‌طور اشک می‌ریختم و گریه می‌کردم. آنجا متوجه شدم که شخصیت امام چگونه است. رهبر انقلاب، امام خامنه‌ای هم همین‌طور هستند. هیچ فرقی نمی‌کند. همیشه فکر می‌کنم چه بار سنگینی به دوش امام خامنه‌ای است و ایشان چقدر خوب از عهده‌ی آن برمی‌آیند. ان‌شاءالله خدا حفظشان کند تا ظهور امام زمان عج‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف و ایشان امور را به دست امام زمان بدهند.

* شما از شاگردان برجسته‌ی رشته‌ی رادیو و تلویزیون بودید و به‌واسطه‌ی اینکه در رشته‌ی خود خوب کار می‌کردید، در یک شبکه‌ی تلویزیونی استخدام شدید، ولی بعد از مدتی به دلیل مسلمان شدن و شاید محجبه شدن، اخراج شدید. این مسئله رو چطور ارزیابی می‌کنید؟
هم‌زمان با سال آخر دانشجویی بود که در شبکه، شروع به کار کردم. آن زمان آن‌ها از من راضی بودند، اما وقتی شروع کردم به مطالعه و مسلمان شدم، خودم از شبکه بیرون آمدم. البته بعد از اینکه مسلمان شدم، شبکه‌های دیگر هم من را استخدام نمی‌کردند. مستقیم نمی‌گفتند این مسئله به‌خاطر حجاب یا مسلمان بودن است. در آمریکا نسبت به کشورهای اروپایی، سیاست‌مدارانه‌تر رفتار می‌کنند. در بعضی از کشورهای اروپایی مستقیماً به افراد محجبه می‌گویند که او را استخدام نمی‌کنند یا نمی‌تواند درس بخواند، اما در آمریکا این‌طور نیستند. آمریکایی‌ها همین کار را انجام می‌دهند، اما اعلام نمی‌کنند.
یکی از دوستانم که در آمریکا زندگی می‌کند می‌گفت همسایه‌مان سگ بزرگی داشت و این سگ به خانه‌‌ی ما می‌آمد و ما به‌خاطر اینکه بچه‌ی کوچک داشتیم، از این موضوع خیلی آزار می‌دیدیم، ولی هیچ‌گاه نمی‌توانستیم به پلیس شکایت کنیم، چون به‌ محض اینکه پلیس زنان محجبه‌ی خانه را می‌دید، برخوردش با ما بدتر از آن سگ با کودکانمان بود.

بنابراین به بهانه‌های مختلف، من را استخدام نکردند. هنوز هم کسانی که در آمریکا در جایی استخدام هستند و کار می‌کنند، اگر محجبه باشند، تا حدودی می‌توانند پیشرفت کنند، ولی بعضی جاها اصلاً استخدامشان نمی‌کنند. بعد از ماجرای یازده سپتامبر، عده‌ی زیادی از زنان مسلمان بی‌حجاب شدند، چون احساس می‌کردند که دیگر نمی‌توانند هیچ‌کاری انجام دهند. متأسفانه چون تحت فشار بودند، این راه را انتخاب کردند. به‌مرور کمی فشارها کم شد، اما الآن دوباره به دوره‌ای وارد می‌شویم که فشارها زیاد می‌شود. سیاست دولت آمریکا به‌نحوی است که هرگاه همزیستی مسالمت‌آمیز و آرامش میان مسلمانان آمریکایی و غیرمسلمانان حاکم می‌شود، به‌طرز عجیبی یک اتفاق نابهنگام مثل یازده سپتامبر می‌افتد که دوباره فشارها را برای مسلمانان زیاد می‌کند. در حال حاضر، موقعیت مسلمانان در آمریکا و اروپا، به دلیل فعالیت‌های داعش، سخت شده است؛ چراکه آنان در همه‌جا به نام اسلام کارهای خود را پیش می‌برند.

* این فشار تا چه حد به زنان مسلمان وارد می‌شود؟
طبیعی است که زنان مسلمان به ‌دلیل اینکه پرچم‌دار اسلام هستند، فشار بیشتری را تحمل می‌کنند. برای مثال، یکی از دوستانم که در آمریکا زندگی می‌کند می‌گفت همسایه‌مان سگ بزرگی داشت و این سگ به خانه‌‌ی ما می‌آمد و ما به‌خاطر اینکه بچه‌ی کوچک داشتیم، از این موضوع خیلی آزار می‌دیدیم، ولی هیچ‌گاه نمی‌توانستیم به پلیس شکایت کنیم، چون به‌ محض اینکه پلیس زنان محجبه‌ی خانه را می‌دید، برخوردش با ما بدتر از آن سگ با کودکانمان بود.

* آیا این فشار برای زنان پیرو ادیان دیگر هم وجود داشت؟
صد درصد ظلم می‌شود و به نظرم به‌آرامی زنان غربی متوجه این ظلم می‌شوند. اساساً در کشورهای ماتریالیستی، اصلی‌ترین ظلم در حق زنان اتفاق می‌افتد. خودشان هم به این معتقدند که در همه‌ی عرصه‌ها نگاه جامعه به زن مثل یک کالاست و زن صرفاً ابزاری برای سرگرمی مردها محسوب می‌شود. این موضوع مختص زنان مسلمان نیست، بلکه همه‌ی زنان غربی مورد ظلم واقع می‌شوند.

* با این وجود، شما علت مشکلات، معضلات، تبعیضات و نابرابری‌هایی را که در غرب علیه زن وجود دارد، در چه می‌بینید؟
امروزه دنیا به‌شدت تحت تأثیر رسانه قرار دارد؛ به‌نحوی‌که اگر روز روشن باشد، رسانه می‌تواند طوری جلوه دهد که مخاطب فکر کند شب است و برعکس. رسانه‌های غربی به‌راحتی امور بی‌ارزش را ارزشمند نشان می‌دهند و امور ارزشی را بی‌ارزش می‌کنند. مثلاً تصویری که فیلم‌ها و رسانه‌های غربی از زنان نشان می‌دهند طوری است که آنان موفق، آزاد و در رفاه هستند، درحالی‌که اصلاً این‌طور نیست. باید تعریف کنیم که موفقیت یا آزادی به چه معناست؟ متأسفانه بیشتر زنان به‌شدت از سوی رسانه‌ها مورد ظلم واقع می‌شوند. برای مثال به نقش مادری اشاره می‌کنم. یک زن غربی حتماً باید کار کند و وقتی یک زن ازدواج می‌کند، نمی‌تواند بگوید می‌خواهم در خانه بنشینم. زن و شوهر، هر دو باید کار کنند. فقط هنگامی که زن باردار می‌شود، می‌تواند شش هفته مرخصی بگیرد. شما می‌دانید برای آن مادر و بچه‌ای که بعد از شش‌هفتگی باید فرد دیگری او را بزرگ کند، چه اتفاقی می‌افتد. این مادر همیشه دچار درگیری ذهنی است که هم باید کار کند و پول دربیاورد و هم به‌خاطر حس مادری، باید به فکر بچه‌اش باشد، ولی نمی‌تواند کاری بکند. این یعنی ظلم به این مادر. ارزش یک مادر در غرب در این حد است که با او مثل یک برده رفتار می‌شود. یک ماه و نیم مرخصی زایمان دارد، اما پس از آن باید به کارش برگردد.

گزارش تصویری | مصاحبه با خانم مرضیه هاشمی
به این ترتیب، زنان اروپایی و آمریکایی وقتی به خانه برمی‌گردند، زیر بار هیچ مسئولیت مادرانه‌ای نمی‌روند، چون می‌گویند ما هم در خارج از منزل کار می‌کنیم. این یک واقعیت زندگی مادران آمریکایی است. هنگامی که به آمریکا می‌روم، با خیلی از زنان در ارتباط هستم. دو ماه پیش که به آمریکا برگشتم، خیلی از آن‌ها از زنان مسلمان تعریف می‌کردند و با حسرت می‌گفتند زن مسلمان لازم نیست کار کند و می‌تواند در خانه بماند. باور کنید آن‌ها آرزو دارند مثل زنان مسلمان در خانه باشند، ولی نمی‌توانند.

* به نظرتان ریشه و علت اصلی این نابرابری‌ها در چیست؟
ریشه‌ی اصلی در تفکر مادی‌گرایانه و استعمار غرب است که می‌خواهد همه‌چیز را به نفع خود استفاده کند. اگر به صد یا صدوپنجاه سال پیش برگردیم و به جامعه‌ی اروپا و آمریکا نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که نوع پوشش و سبک زندگی زنان به‌طور آشکار تغییر کرده‌ است. مثلاً آن زمان از لباس‌های گشاد و کلاه یا روسری استفاده می‌کردند، اما پوشش آن‌ها به‌تدریج عوض شده و به وضع موجود رسیده است. علت این موضوع هم دوری از دین است. دین آن‌ها کم‌رنگ و سکولاریسم بر زندگی‌شان حاکم شده است. دلیل دوم اندیشه‌ای است که در واقع صهیونیستی بوده و به جامعه‌‌ی آمریکا و اروپا رسیده است و آن سوءاستفاده از زنان برای رسیدن به مقاصد خود است.

* رهبر انقلاب بارها در صحبت‌های خود گفته‌اند که غرب دچار انحطاط و فروپاشی اخلاقی و اجتماعی شده است. شما به‌عنوان یک زن آمریکایی، مصادیق این انحطاط را در کجا می‌بینید؟
وقتی در جامعه‌ای خانواده‌ها از هم می‌پاشند و دین به معنای واقعی کم‌رنگ می‌شود، طبیعی است که خیلی از چیزها از بین می‌روند. متأسفانه الآن در غرب کاری کرده‌اند که زن‌ها همگی کار کنند. زن خانه‌داری که برای مراقبت از فرزندش در خانه می‌ماند، موجودی بی‌ارزش و سطح پایین تلقی می‌شود. این نگاه در غرب وجود دارد. این نکته را هم باید عرض کنم که متأسفانه در ایران هم برخی از خانم‌ها این دیدگاه منفی را درباره‌ی خانه‌داری پذیرفته‌اند و به این سمت گرایش پیدا کرده‌اند. به این عده باید بگویم که در خود غرب، خیلی از زنان با اینکه در بیرون از خانه هستند و نقش مادری و بنیان خانواده را فراموش کرده‌اند، می‌دانند اشتباه می‌کنند، اما به دلیل فشارهایی که بر دوش‌شان هست، نمی‌توانند کاری کنند.

* یکی از مسائل مهم از منظر جامعه‌شناسی، که نمایانگر تبلور یک تمدن است، دیدگاه آن جامعه پیرامون مسئله‌ی زن و خانواده است. در جوامع غربی نسبت به این دو، رویکردی وجود دارد که برای زنان شعار آزادی و حقوق بشر سر می‌دهد و منجر به ایجاد نهضت‌های فمینیستی می‌شود. غرب می‌پذیرد که خانواده از هم پاشیده است، ولی آن را در راستای پیشرفت و آزادی قلمداد می‌کند. با این وجود، به نظرتان آزادی زنان و شعارهای این مکتب‌ها محقق شده است؟
از فیلم‌های سینمایی هالیوود تا سریال‌هایی که در شبکه‌های تلویزیونی پخش می‌شوند، همه یک هدف دارند و آن این است که زنان غربی به اوج همه‌چیز رسیده‌اند و دیگر بهتر از این نمی‌شود. زنان در این برنامه‌ها در اوج رفاه هستند و حتی همسرانشان به‌گونه‌ای روشن‌فکر نشان داده می‌شوند که با زنان خود خوشبخت‌ هستند، درحالی‌که این با واقعیت خیلی فاصله دارد.

من فکر می‌کنم اول باید تعریف کنیم که آزادی چیست و چه کسی این آزادی را تعیین می‌کند. به نظرم آزادی تعریف‌شده در غرب، وسیله‌ای برای سوءاستفاده از زنان و حتی مردان است. آیا آزادی یعنی ما هرکاری می‌خواهیم، انجام دهیم؟ این آزادی با حیوان چه فرقی دارد؟ این ظلم به خود و دیگران است، نه آزادی واقعی. مصرف موادمخدر و مشروب و ترویج بی‌حیایی و بی‌عفتی در غرب، چیزی جز آسیب به خود و دیگران نیست. مفهوم حقوق بشر هم در غرب یک بازی است. شما ببینید آن‌ها با زنان خود چه می‌کنند. متأسفانه یک عده در کشورهای دیگر حرف‌های آن‌ها را باور می‌کنند. زنانی را می‌شناسم که سی سال است در زندان‌های آمریکا، آن هم در سلول‌های انفرادی، زندگی می‌کنند و هیچ‌کس جرئت ندارد حرفی بزند. به نظر شما، آیا با این وجود، آن‌ها چیزی از حقوق بشر فهمیده‌اند؟

اگرچه در حال حاضر بیشتر دوستان من از شیعیان آمریکایی هستند، ولی در میان همسایگان و مردم جامعه می‌بینیم که صبح تا شب درگیر هستند و چون موفقیت ازدواج در آنجا خیلی پایین است، بسیاری از افراد به‌راحتی طلاق می‌گیرند. به این ترتیب، بیشتر زنان به‌تنهایی زندگی می‌کنند و برای تأمین مخارج خود و فرزندی که گاهی پدرش معلوم نیست، کار می‌کنند.

* با توجه به رشته‌ی دانشگاهی‌تان و اشرافی که به مسئله‌ی رسانه دارید، به نظرتان بازنمایی چهره‌ی زن در رسانه‌های غربی تا چه حد به واقعیت نزدیک است؟
از فیلم‌های سینمایی هالیوود تا سریال‌هایی که در شبکه‌های تلویزیونی پخش می‌شوند، همه یک هدف دارند و آن این است که زنان غربی به اوج همه‌چیز رسیده‌اند و دیگر بهتر از این نمی‌شود. زنان در این برنامه‌ها در اوج رفاه هستند و حتی همسرانشان به‌گونه‌ای روشن‌فکر نشان داده می‌شوند که با زنان خود خوشبخت‌ هستند، درحالی‌که این با واقعیت خیلی فاصله دارد. مثلاً در همین فیلم «تک‌تیر انداز آمریکایی» می‌بینید که یک مرد قاتل به آن سر دنیا می‌رود، صدوچند نفر را می‌کشد و بعد به‌گونه‌ای نمایش داده می‌شود که به‌عنوان یک قهرمان ملی، با همسرش در اوج مدارا و مهربانی است و در نهایت به‌خاطر همسرش از کشتار دیگران دست برمی‌دارد. این یک دروغ است؛ چراکه اکثر مردان آمریکایی چنین رفتاری با همسرشان ندارند؛ چه برسد به یک آدم‌کش.

در فیلم‌ها و شبکه‌های تلویزیونی آمریکا، وقتی تصویری از یک خانم شاغل نشان داده می‌شود، در جایگاه شغلی بالا قرار دارد، پشت‌ میز می‌نشیند یا از مقامات ارشد سیاسی آمریکاست، درحالی‌که در واقع کارهایی که به بیشتر زنان سپرده می‌شود، کارهای عادی یا سطح پایین است. درصد زنانی که شغل‌های بالای سازمانی دارند، خیلی کم است. آمار رسمی خود دولت آمریکا نشان می‌دهد که به‌ازای هر دلاری که یک مرد آمریکایی درمی‌آورد، زن آمریکایی فقط ۶۷ سنت درآمد دارد. این آمار مربوط به زنان سفیدپوست است و تبعیض و ناعدالتی نسبت به زنان سیاه‌پوست و سرخ‌پوست به‌مراتب بدتر است. این وضعیت با تصویری که در رسانه‌های غربی از زن آمریکایی نشان داده می‌شود، خیلی فاصله دارد.

* این مسئله در رسانه‌های جوامع مسلمان به چگونه است؟ آیا ما توانسته‌ایم یک زن مسلمان یا مادر مسلمان را به‌درستی نشان دهیم؟
به نظر بنده، رسانه‌های ما در این زمینه اصلاً نتوانسته‌اند خوب عمل کنند. با اینکه خودم در این رسانه‌ها فعالیت می‌کنم، اما باید بگویم چهره‌ای که ما از زن نشان می‌دهیم، درست نیست. ما در ایران اداره‌ها و سازمان‌هایی داریم که در آن‌ها، محل اشتغال زن‌ها از مردها جداست. این موضوع در غرب خیلی بد جلوه داده می‌شود، ولی من به‌عنوان یک زن در این مکان‌ها آرامش بیشتری دارم. این در حالی است که متأسفانه نمی‌توانیم این مسئله و این سبک زندگی و کاری را در رسانه‌هایمان به‌خوبی به تصویر بکشیم.
آمار رسمی خود دولت آمریکا نشان می‌دهد که به‌ازای هر دلاری که یک مرد آمریکایی درمی‌آورد، زن آمریکایی فقط ۶۷ سنت درآمد دارد. این آمار مربوط به زنان سفیدپوست است و تبعیض و ناعدالتی نسبت به زنان سیاه‌پوست و سرخ‌پوست به‌مراتب بدتر است. این وضعیت با تصویری که در رسانه‌های غربی از زن آمریکایی نشان داده می‌شود، خیلی فاصله دارد.

اجازه بدهید به‌صورت مصداقی از همین برنامه‌ی کودک شروع کنیم. آیا ما واقعاً می‌خواهیم به فرزندانمان رقص و آواز بیاموزیم؟ یک مادر مسلمان با چه امیدی باید فرزندش را به دیدن این برنامه‌ها ترغیب کند؟ من اگر فرزند کوچک یا نوه‌ای داشتم، به او اجازه نمی‌دادم به تماشای این برنامه‌ها بنشیند. البته این نکته را هم باید بگویم که برنامه‌‌های ‌کودک‌ در غرب، محتوای بدتری نسبت به برنامه‌های داخلی دارند؛ چراکه آن‌ها زیرکانه تصویری نامناسب از زن به‌عنوان یک کالا عرضه می‌کنند.

باید بدانیم که رسانه‌های ما و تصویری که از زن نشان می‌دهند، الگوی خیلی از زنان مسلمان در ایران، لبنان، عراق و... است. وقتی که در سریال‌های ما، در اکثر خانواده‌ها دعوا و درگیری است، مخاطبان با مشکل مواجه می‌شوند و فرهنگی منفی در جامعه رواج پیدا می‌کند. پیام‌های بازرگانی هم به همین نحو هستند. در این پیام‌ها به‌گونه‌ای نشان داده می‌شود که زنان موفق نمی‌توانند چادری باشند و مردان موفق هم نباید ریش داشته باشد. بچه‌هایی نشان داده می‌شوند که گویی از نروژ یا دانمارک آمده‌اند و آشپزخانه‌ها هم حداقل پانزده متر است. این‌ها همگی مثال‌هایی از رسانه‌های ما هستند. باید در جای‌جای برنامه‌ها و محتوای رسانه‌ای، به مخاطبانمان که زنان و مادران مسلمان هستند، توجه بیشتری کنیم.

آیا شما راهکاری برای برون‌رفت از این وضعیت دارید؟
به نظرم ما می‌بایست در گام اول، صحبت‌های امام خامنه‌ای را از تابلوهای تبلیغاتی به عرصه‌ی عمل وارد کنیم تا بتوانیم آن انقلاب لازم را در رسانه‌های اسلامی به وجود بیاوریم. در گام بعدی، باید از افراد دلسوز و آن‌هایی که به دنبال حق هستند، استفاده کنیم. باید باجرئت به‌سراغ ریشه‌ی اصلی مشکلات برویم تا بتوانیم در عمل، اثرگذار باشیم






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 11 اردیبهشت 1394 11:05 ب.ظ

;

یکشنبه 11 مرداد 1394 07:28 ب.ظ

نویسنده : چهل چراغ
مرضیه هاشمی، متولد ایالت کلورادی آمریکاست. خبرنگاری خوانده‌ست و در جوانی مسلمان شده. حالا هم که ایران است و خبرنگار پرس‌تی‌وی. توی خانه‌اش، که درهمسایگی پرس تی وی است، دیدمش و باهم درباره خیلی چیزها حرف زدیم. از نفقه و آرایشگاه رفتن‌زنان بگیر تا اسلام و آزادی زن. از فضای رسانه‌ای آمریکا تا خانه و ماشین امریکایی‌ها. از انقلاب خمینی تا مبارزات سیاهان آمریکا. از معجزه‌ی نسوختن قرآن تا سیاست‌های پنهان پشت قرآن‌سوزی اخیر. از تبعیض نژادی-مذهبی پنهان در آمریکا تا نقش کردیت کارت در زندگی امریکایی‌ها!

خانم هاشمی اول داستان مسلمان شدن‌تان را تعریف کنید.

سال آخر دانشگاه شروع کردم به جستجو کردن درباره دین‌ها. بعد از دوسال مسلمان شدم. اسم مرضیه را به خاطر اینکه یکی از نام‌های حضرت زهرا (س) است انتخاب کردم. چون بهترین الگوی ما هستند. هاشمی هم نام خانوادگی همسرم است. مسلمان‌شدن من ربط مستقیمی به انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی داشت. زمان انقلاب دانشجو بودم. ایرانی‌های زیادی در آن دانشگاه بودند که ضد شاه تظاهرات می‌کردند و بعد از انقلاب هم این فعالیت‌ها را ادامه دادند.

من‌هم چون به مسائل سیاسی علاقه داشتم راجع به انقلاب پرس‌وجو می‌کردم. من پروتستان بودم و چند سالی بود که از دینم راضی نبودم. از سیزده چهارده سالگی سوالاتی برایم بوجود آمده بود و احساس می‌کردم جواب سوال‌هایم را نمی‌گیرم. شروع کردم راجع به دین‌های مختلف تحقیق کردم.

در این بین شخصیت امام‌خمینی برایم جالب بود. به خاطر همین جذابیت شخصیت امام بیشتر به اسلام گرایش پیدا کردم. 2 سال طول کشید تا مطالعه و مقایسه کنم و بعد به حمدالله مسلمان و شیعه شدم.

با یک مرد ایرانی ازدواج کردم و بعد از آن چندباری به ایران آمدم و الان 2 سال است که ایران هستم. دوست داشتم پسر کوچکم با فرهنگ اینجا آشنا شود.


پس شما در هردو فضای ایران و آمریکا کار رسانه ای کرده اید؟

در آمریکا قبل از مسلمان‌شدنم در تلویزیون کار می‌کردم. بعد از مسلمان‌شدن و داشتن حجاب آن کار تعطیل شد!



منظورتان از تعطیل شد چیست؟ آنها تعطیل کردند؟!

صددرصد! وقتی مادرم اولین بار من را با حجاب دید گفت: ببین، اینکه دینت را عوض کرده‌ای یک بحث است. اما اگر بخواهی با این شکل اینجا بگردی نمی‌توانی توی رشته‌ی خودت پیشرفت کنی. مادرم چند مسلمان را می‌شناخت که حجاب نداشتند. می‌گفت: اگر می‌خواهی مسلمان باشی، باش اما مثل اینها! من می‌گفتم: من نمی‌توانم! من مقایسه و مطالعه کرده‌ام و به هر قیمتی، حتی اگر کارم را از دست بدهم باید وظیفه‌ام را انجام بدهم.



برخورد خانواده با مسلمان شدن شما چطور بود؟

برایشان سنگین بود. من با ایشان صحبت کردم درباره انجیل، قران و اسلام و غیره اما باز برایشان سنگین بود. اولش یک مقدار مشکل داشتیم. خصوصا توی آمریکا کسی مسلمان باشد اگر واقعا بخواهد رعایت کند مشکلات هم خواهد داشت. نه فقط حجاب، مثلاً خوراک. فرض کنید یک عمر در آن خانواده بزرگ شده، یک دفعه نمی تواند غذای مادرش را بخورد. چرا؟ به خاطر گوشت حلال.

به هر حال برای مادر سنگین است و مسائل مختلف دیگر. البته مادرم قبل از فوتش به من گفت که راه تو درست بود. الان بچه‌های تو را که می‌بینم و مقایسه می‌کنم با نوه‌های دیگر، می‌بینم راه تو درست بود.



خانم هاشمی برگردیم به آمریکا! گفتید به خاطر حجاب تعطیل‌تان کردند! چطور؟ مگر لیبرالیسم بر آمریکا حاکم نیست؟ آزادی ادیان چه می شود؟!

آنها هیچ‌وقت مستقیم نمی‌گویند به خاطر حجاب. مثل ترکیه یا فرانسه نیست. آمریکایی‌ها کارشان را خیلی قشنگ بلدند! بهانه‌های دیگر می‌آورند. چون اگر بگویند به خاطر حجاب خلاف قانون اساسی‌شان است.



مثلاً چطور می گویند؟ لطفا عینی‌تر توضیح بدهید.

آنها می‌گویند: «الان بودجه نداریم.. خدا کند بعداً بتوانید برگردید. یا مثلا می‌گویند: ما فعلا در این قسمت نیرو لازم نداریم.. در آن قسمت لازم داریم.. شما تجربه دارید؟ عه ندارید؟ خب ببخشید.. بعداً از شما استفاده می‌کنیم!» چون اگر بتوانید به دادگاه ثابت کنید که آنها به خاطر دین یا حجاب شما را اخراج کرده‌اند دادگاه آنها را محکوم می‌کند ما می گوییم Sue میکند. آنها کاری نمی‌کنند که شما مدرک داشته باشید و این‌را اثبات کنید.





از طرف مردم چطور؟ آنها هم سوگیری دارند در برخورد با محجبه‌ها؟

کشورهای مختلف، متفاوت است. مردم آمریکا فکرشان بازتراست. اگر این تبلیغات ضداسلام نبود و اگر خود ما مسلمان‌ها الگوی بهتری بودیم می‌توانستند مسلمان هم بشوند. اما بعضی جاها فکرشان بسته‌تر است. جاهای کوچک‌تر هم فکرشان بسته‌تر است. به هر حال فراموش نکنیم که همین کشور است که سی چهل سال پیش، سیاه‌پوستان حتی آب هم بیرون نمی‌توانستند بخورند! فقط سی سال گذشته!



بعد از آن کار رسانه ای در آمریکا را رها کردید؟

دیگر در تلویزیون کار نکردم. بیشتر با مسلمان‌ها کار می‌کردم. با روزنامه‌ها و مجلات اسلامی مثل MAGAZINE CRESCENT INTERNATIONALو ISLAMICA کرسنت در تورنتوی کانادا منتشر می‌شد و در راستای همان اهداف انقلاب اسلامی کار می‌کرد.





مخاطب اینطور مجلات فقط مسلمان‌ها هستند یا غیرمسلمان‌ها می خوانندشان؟

بیشتر مسلمان‌ها. در بین روشنفکران و استادان دانشگاه، کسانی که دنبال خبرهایی غیر از بی‌بی‌سی و سی‌ان‌ان و ای‌بی‌سی و غیره هستند، این مجلات را می‌خوانند. مخصوصا سی سال پیش که اینترنت نبود، بیشتر به این مجلات مراجعه می‌کردند.



چقدر تاثیرگذار هستند؟ از لحاظ کیفی در چه حدند؟

خیلی قوی. مخصوصا کرسنت، سی چهل سال، دقیق یادم نیست می‌توانم آنلاین چک کنم بگویم، وجود دارد و قوی کار می‌کند. زمانی فقط سه شبکه اصلی داشتیم، ای‌بی‌سی، سی‌بی‌سی و ان‌بی‌سی. سال 82 یا 83 سی‌ان‌ان هم اضافه شد و این چهار شبکه 95 درصد خبر آمریکا را تولید می‌کردند و کسی غیر این دنبال منبع دیگری نمی‌رفت. ما می‌گوییم وقتی(ALTERNATIVE MEDIA) ، رسانه‌هایی با تفکر جدید، آنهم با کیفیت عالی بوجود می‌آید مردم استقبال می‌کنند.



فرمودید در راستای اهداف انقلاب اسلامی کار می‌کنند. امام معتقد بود دو نوع اسلام داریم، اسلام امریکایی و اسلام ناب محمدی. با این چارچوب می‌توان تحلیل‌شان کرد؟

بله، یک عده‌ای هستند که ظاهراً مسلمان‌اند اما برطبق جیب آمریکا عمل می‌کنند! دوربرمان پُراند! از عربستان تا مصر. یا مثلا این بحث فلسطین و اسرائیل. وقتی اسرائیل گفته اصلا امکان ندارد حتی یک وجب عقب نشینی کند، پس دیگرمعنی این مذاکرات چیست؟! چرا؟ چون محمود عباس هم یکی ازهمین مدل‌های اسلام‌های آمریکایی‌است.

یک ضرب المثل داریم divide and conquer یعنی تفرقه بیانداز و حکومت کن. همیشه همین کار را کرده اند. خصوصا بعد از انقلاب اسلامی ایران. چون ضربه بزرگی بود برایشان و هنوز هم هست. الان مشکلترین قضیه ای که آمریکا دارد ایران است. چون در ایران راه استقلالی را انتخاب کرده‌اند و نمونه‌ای شده‌اند برای تمام کشورهایی که دنبال استقلال هستند. مثل همین کشو‌رهای آفریقایی. الان هم که می‌بینیم این مرکز اسلامی در نیویورک در رسانه‌ها بزرگ می‌کنند تا مردم را به جان هم بیاندازند.



درباره ربط این ماجرا و ربطش با رسانه ها و تفرقه بیشتر بگویید.

این مرکز را نزدیک مکانی که یازده سپتامبر اتفاق افتاد می‌خواهند بسازند. آنها آمده اند گفته اند این بی‌احترامی‌است! اولاً 11 سپتامبر چه ربطی به مسلمانان دارد؟! همه می‌دانند که یک بازی بود و حتی شصت هفتاد نفر مسلمان درآن حادثه کشته شدند. جالب است با یکی از امامان واشنگتن صحبت می‌کردم دراین‌باره. ایشان می‌گفت که امام مرکز اسلامی نیویورک خودش با دولت آمریکا کار می‌کند! تمام این نقشه یک بازی است که مسلمان‌ها مشغول باشند با چیزهای مختلف تا اینها بتوانند از این بین یک تبلیغ منفی‌ای علیه اسلام از تلویزیون پخش کنند.



این مسئله قرآن‌سوزی را هم می‌توان به همین صورت تحلیل کرد. درست است؟

صددرصد. آمریکا کشوری است با سیصد و خورده‌ای میلیون‌نفر. حالا یک نفر یک چیزی گفته. اگر این در تلویزیون و روزنامه‌ها پخش نمی‌شد که کسی با خبر نمی‌شد. خودشان بزرگش کرده‌اند و هدف خودشان را دارند وگرنه هزاران اتفاق در روز می‌افتد چرا این را بزرگ کرده‌اند؟ برنامه‌ریزی شده بوده‌است، می‌خواهند مسلمانان واکنش نشان دهند تا از این واکنش‌ها تبلیغ منفی‌ای بر علیه اسلام کنند.



بالاخره اتفاقی بوده که افتاده، رسانه هم که کاری جز پخش خبر ندارد. خیلی‌ها این حرف شما را به حساب توهم توطئه می‌گذارند!

هیچ وقت فراموش نمی‌کنم، قبل از جنگ دوم آمریکا در عراق، آمریکایی‌ها خیلی زیاد به تظاهرات ضد جنگ می‌رفتند. درست چند روز قبل از جنگ یک تظاهرات خیلی بزرگ در نیویورک اتفاق افتاد. آن‌موقع من آنجا بودم. باور کنید تلویزیون در این‌مورد هیچ خبری نداشت! بعضی از خبرها فقط چند دقیقه کوتاه گفتند که یک عده‌ای از مردم بعضی از شهرها، لاب لاب لاب.. و تمام! اینکه چه چیزی را بزرگ کنند و یا نکنند کاملاً برنامه‌ریزی شده است.



خانم هاشمی، اما عده‌ای در داخل ایران حرف شما را باور نمی‌کنند. خصوصا سال گذشته در ایران ما دیدیم بعضی‌ها به همین رسانه‌ها اعتماد کردند. اعتقاد دارند فرضا بی‌بی‌سی تمام اخبار را پوشش می‌دهد.

ببینید من آنجا خبرنگاری خوانده‌ام. آنها خودشان می‌گویند رسانه آزاد در هیچ کجا اصلاً وجود ندارد. به خاطر اینکه صاحب شبکه تلویزیونی یا رادیویی به نفع خودشان خبر پخش می‌کنند. آنها فقط خیلی واردترند. قشنگ می‌دانند چطور یک خبر را به نفع خودشان پخش کنند. نه فقط خبرنگار، که روان‌شناس دارند که چطور چیزی را بگویند که دیگران قبول کنند. من خیلی با ایرانی‌ها بحث کرده‌ام دراین‌مورد. بعضی از ایرانی‌ها می‌گویند هرچی بی بی سی می‌گوید واقعا درست است. من بهشان می‌گویم: آقا، خانم، ببینید، انها روش‌شان اینطور است، چندخبری که شاید مهم نباشد و حتی علیه خودشان باشد را می‌گویند تا اعتماد شما را جلب کنند. حتی چندتا خبر منفی از انگلیس و امریکا می‌گویند. شما می‌گویید: آها، اینها راست‌گو هستند! بعداً می‌آیند آن خبر اصلی را می‌دهند. هر روز یک جنگ رسانه‌ای است.



یعنی صددرصد فضای رسانه ای امریکا در جهت سیاست های رسانه ای خودشان است؟ حتی یک رسانه آزاد هم ندارند؟

الان صددرصد نیست الحمدالله. الان اینترنت و ستلایت رادیو خیلی خیلی کمک می‌کند. آلترناتیو میدیا، یا همان رسانه‌هایی با دیدگاه‌های متفاوت همین‌ها هستند. اما به هرحال تلویزیون چون هزینه بالایی دارد بیشترشان دست دولت است. شاید بگویند مثلاً صاحب ای‌بی‌سی دولت نیست. خب پس کی هست؟ یکی از همین Corporationها (شرکت ها) هستند که اگر بروید ببینید پشت صحنه‌شان باز برمی‌گردد به همان ریشه. نه فقط در آمریکا، در همه دنیا همین‌است. بی‌بی‌سی عربی، سی‌ان‌ان ترکیه، هر زبان که بگوئید همین است.



دقیقاً منظورتان از "ریشه" کدام نوع تفکر است؟

صهیونیست‌ها، صددرصد صهیونیست‌ها. من الان تلویزیون را روشن کنم می‌توانم مشخص کنم که خبرها به نفع کی است. اگر کسی اطلاعات داشته باشد کاملاً می‌تواند متوجه شود. چند ماه پیش اسرائیلی‌ها به آن کشتی که به سمت غزه می‌رفت حمله کردند و نه نفر را کشتند. رسانه‌ها چه گفتند؟ همان دقایق اول گفتند: افراد القاعده روی کشتی بوده‌اند. بعد دیدند نمی شود چون از خیلی جاها بوده‌اند روی آن کشتی! بعد چندبار حرف‌شان را عوض کردند تا آخرش گفتند: ما دفاع کردیم! این چه جور دفاعی‌است؟ شما که حمله کردید فقط لغت‌بازی است. این لغت‌ها توی ذهن مردم می‌ماند. صد بار بگو دفاع .. دفاع .. بالاخره مردم باور می‌کنند.

خود آمریکایی‌ها دارند الان بیشتر از همه سختی می‌کشند و دارند هزینه بالایی پرداخت می‌کنند و خودشان نمی‌دانند. آمار رسمی می‌گوید 10 درصد اما همه می‌دانند آمار بیکاری در اصل 20 درصد است الان. چقدر مالیات از مردم می گیرند و این پول می‌رود به اسرائیل. اطلاعات ندارند مردم و متأسفانه نمی‌دانند.



حتی اگر اطلاعات هم داشته باشند، با شناختی که شما از مردم آمریکا دارید به‌نظرتان عکس‌العملی نشان می‌دهند؟

در دهه 60 و 70 آمریکایی‌ها به دلائل مختلف خیلی تظاهرات می‌کردند. ضد جنگ یا بر سر حق و حقوق و چیزهای مختلف. اما الان در آمریکا راهپیمایی خیلی خیلی کم است. عرض کردم، در مورد جنگ عراق یک راهپیمایی شد که آن هم باز نسبت به کل جمعیت آمریکا درصد بالایی نبودند. اروپا و آمریکا خیلی با هم فرق می‌کنند. آن ریشه سوسیالیست اروپا، مثلا در یونان، آلمان ، فرانسه، باعث می‌شود که خصوصا در این اوضاع اقتصادی خیلی تظاهرات کنند. چرا؟ چون کارشان را از دست داده‌اند، قیمت همه چیز رفته بالا. آمریکا هم همین وضع اقتصادی را دارند اما تظاهراتی شکل نمی گیرد.



این عدم واکنش مردم، به نظر شما یک روند طبیعی در آمریکاست یا برنامه‌ریزی شده‌است؟

بعد از دهه 70 و پایان جنگ ویتنام، سران کشور، ما می‌گوییم think tankها (اتاق فکر) گفتند این جور نمی‌شود، هر روز تظاهرات. مثلاً سیاه پوست‌ها در دهه 60 خیلی فعال بودند. چه کارشان کردند؟ یا کشتن‌شان یا زندانی‌شان کردند. در محله‌های سیاه‌پوست‌ها چه کار کردند؟ یا کلیسا گذاشتند یا مشروب‌فروشی. کلیسا برای چی؟ چون دین مسیحیت می‌گوید ما با دشمن خودمان روبوسی می‌کنیم! می‌گوید ما از خودمان دفاع نمی‌کنیم! خدا از ما دفاع می‌کند!

برای عده‌ای دیگر که حالت انقلابی نداشتند و کلیسا نمی‌رفتند، مشروب و انواع مواد مخدر را رواج دادند. این شده که الان آن حال قبلی اصلاً وجود ندارد. کل مردم امریکا همین‌طورند. با سرگرمی‌های مختلف مشغول‌شان کرده‌اند. الان ایرانی‌ها فکر می‌کنند خیلی سختی می‌کشند و خیلی کار می‌کنند. من بهشان می‌گویم: خیلی عذر می‌خواهم! معنی کار نمی‌دانید که چی‌است! بروید آمریکا ببینید مردم چطور کار می‌کنند.





از چه لحاظ؟ استرس شغلی یا سختی کار؟

کیفیت کار آنجا بالاست. باید کار بکنند. نه مثل اینجا، اول صبح می‌آیند باید نان و پنیر با چای بخورند. بعد یک ساعت بعد دوباره چای می‌خورند. دوباره ساعت بعد. آنجا این خبرها نیست! سخت کار میکنند.



در عوض رفاه هم دارند! اگر کارشان سخت است پس این کیفیت بالای زندگی که می‌گویند در آمریکا هست چیست؟

من نمی‌دانم چیست! (خنده) ببینید رفاه دارند، چون اولاً از همه جا دزدیده اند! از خیلی از کشورها سوءاستفاده کرده‌اند.

از طرفی خود آمریکایی‌ها هم خیلی کار می‌کنند. من درباره ایرانی‌ها با آمریکایی‌ها صحبت می‌کردم. پرسیدند در ایران چطور ماشین می‌خرند؟ گفتم: نقد. با تعجب می‌پرسیدند نقد؟!! آمریکایی‌ها اصلا پول نقد ندارند. تازه ماشین آنجا ارزان‌ترهم هست. فرض کنید کسی ده هزار دلار ندارد نقد ماشین بخرد. فقط با کردیت کارت خرید می‌کنند.



این کردیت کارت‌ها هم که چون انسان را همیشه وامدار می‌کند، محافظه‌کاری می‌آورد.

پدرشان را درمی‌آورد. آخرماه می‌رسد هرچه درمی‌آورند می‌دهند به قسط. پول نقد اصلا ندارند. زندگی‌شان بر روی کار می‌گردد. بله، یک روز تعطیل آخر هفته را می‌توانند بروند پارکی، تفریحی..



شما اولین بار کی به ایران آمدید؟ تصوری که قبلا از ایران داشتید تا چه حد منطبق بود با ایرانی که می‌دیدید؟

من سال آخر جنگ ایران آمدم. البته همسرم کمی آمادگی بهم داده بود که فکر نکنی همه حزب‌اللهی هستند و.. یک بار آن اوایل داشتم در تهران می‌رفتم. خیابان شلوغ بود. دوتا راننده با هم دعوایشان شد و همدیگر را زدند. خیلی‌خیلی جا خوردم اصلا انتظار نداشتم.



من از چندنفر از کسانی که مسلمان شده‌اند و به ایران آمده‌اند شنیده‌ام که می‌گویند ما در ایران احساس معنویت می‌کنیم!

جالب‌است که این حرف را می‌زنید. یکی از دوستان که خیلی نزدیک است به مسلمان‌شدن، از انگلیس آمده بود ایران. می‌گفت: مرضیه، من به خیلی از کشورهای اسلامی رفته‌ام. وقتی مثلاً در تاکسی بودم و می فهمیدند که من انگلیسی هستم می‌پرسیدند: خانم شما قرآن ما را خوانده‌اید؟ اسلام می‌دانید چیست؟ اما در این مدت که در تهران بوده‌ام هیچ‌کس راجع به اسلام با من صحبت نکرده، فقط گفته‌اند: مال انگلیس هستی؟ خوش به‌حالت! راهی هست که ما بتوانیم برویم!! (خنده)



شاید چون آنهایی که من دیده‌ام رفته‌اند قم و این دوست شما تهران آمده. اگر همین دورو بر پرس‌تی‌وی (سعادت‌آباد) بوده باشد هم که دیگر بدتر!

البته من هم همین را به دوستم گفتم. (خنده) گفتم شما شمال و غرب تهران بوده‌اید. می‌دانی مشکل ایرانی‌ها چیست؟ ارزش چیزی را که دارند نمی دانند. عادت کرده‌اند. به هر حال مشکلات هست. همه جا مشکلات هست. من همیشه می‌گویم نگاه کنید به دور و برتان که کی هستند چی هستند. در عراق چی می‌گذرد. در افغانستان، پاکستان. در ایران امنیت هست. آرامش داریم. واقعاً آرامش داریم نسبت به آنها، نسبت به خیلی از کشورهای دنیا. اما متاسفانه قدر چیزی که داریم را نمی‌دانیم و فکر می‌کنیم خارج از ایران چه خبر است.



خانم هاشمی مصاحبه برای نشریه چارقد گرفته می‌شود و بهتر است کمی هم درباره زنان صحبت کنیم. گفته می‌شود در اروپا و امریکا، زنان بیشتر به اسلام گرایش دارند. شما قبول دارید؟

بله، درست است. زنان بیشتر مسلمان می‌شوند.



چرا؟ چه‌چیز اسلام زنان را جذب کرده؟

به خاطر اینکه آزادی واقعی از طرف خدا می‌آید. قانون اسلام با قوانین دیگر اصلا قابل مقایسه نیست. یک دوستی داشتم در اروپا که الان مسلمان شده است. دوستم نقاش بود و با 4 مرد نقاش در پاریس یک نمایشگاه گذاشته بودند و برایشان خیلی مهم بود که کارشان را تبلیغ کنند و مطرح شوند.

روزنامه‌نگارها و خبرنگارها آمده بودند و یکی یکی مصاحبه می‌گرفتند در مورد سبک کار و غیره. وقتی رسیدند به دوستم، یک خبرنگار گفت: چه چشم قشنگی داری! دوستم گفت: خب مرسی، حالا من در مورد کارم توضیح بدهم! خبرنگار گفت: ولش کن، بیا این شماره من و اصلاً حرف را می‌خواست به جای دیگر بکشاند! چندبار دیگر هم با این خانم اینطور برخورد کردند. بعد از مدت کوتاهی مسلمان شد. چون می‌دید اگر حجاب داشته باشد اینطور برخورد نمی‌کنند. چرا؟ چون جرأت نمی کنند با زن محجبه اینطور صحبت کنند. تمرکز می‌رود روی نقاشی.

خود من دانشجو که بودم، استاد جوانی داشتیم که برخورد نزدیکی با دخترها داشت و در کلاس خیلی شوخی می‌کرد. من جمعه در کلاس شرکت کرده بودم. شنبه شهادتین گفتم و مسلمان شدم و دوشنبه دوباره سرهمان کلاس رفتم با روسری. باور کنید از آن‌موقع به بعد برخورد آن استاد با من کاملاً عوض شد. یک احترام خاصی می‌گذاشت چون دیگر می‌دانست که من در آن کلاس فقط برای یادگیری رفته‌ام و دنبال چیز دیگر نیستم. حجاب یک دیوار است، محافظ است.



اما برعکس، درایران خیلی از زنان گرایش های فمنیستی پیدا کرده‌اند.

خیلی‌ها که طرفدار فمنیسم شده‌اند اگر ازشان بپرسید اصلاً این معنای واقعی‌ش چیست نمی‌دانند. نمی دانند اصلاً دنبال چی هست. من سی سال پیش در جریان همین movement (جنبش) فمنیزم بودم.

بله آن موقع خیلی فعالیت می‌کردند اما حاصلش چه شده؟ ضربه خیلی بزرگی زده. همه‌ش زن زن کردند و مرد را فراموش کردند. بله، الان زن‌ها دیگر در خانه نیستند، خب این مثبت است؟! پشت این فمنیزم برنامه‌هایی هست. چون می‌دانند اگر بتوانند خانواده را از بین ببرند دیگر کار جامعه تمام است. روی خانم‌ها تمرکز کرده‌اند. چرا آنقدر روی حجاب تبلیغ منفی می‌کنند؟ همه برنامه‌ریزی شده‌است. خانم‌های مسلمان مخصوصا شیعه که حضرت زهرا (س) را به عنوان الگو دارد باید روی این دین مطالعه کنند. بعضی‌ها می‌گویند زنی که 1400 سال پیش زندگی می‌کرده چطور الگوی ما در 2010 باشد؟ اگر کسی اعتقاد داشته باشد به‌اینکه این دین از طرف خداست می‌فهمد که خدا الگویی می‌فرستد که برای تمام زمان‌ها باشد.

از آن‌طرف هم اگر مردها اخلاق اسلامی داشته باشند خانم‌ها هیچ وقت حس کمتربودن نمی‌کنند و نمی‌گویند من چون قدرت اقتصادی ندارم از مرد کمتر هستم پس بروم در خارج خانه کار کنم که کمتر و ضعیف نباشم. پس هم مرد و هم زن باید راه اسلام را بروند.

نتیجه این فمنیزم در آمریکا این‌ست که الان یک مرد آمریکایی با یک زن آمریکایی که ازدواج میکند انتظار دارد او هم پا به پای او کار کند حتی اگر بچه‌دار هم شد فرقی نمی‌کند. 6 هفته مرخصی دارد و بعد دوباره باید برگردد سرکار. هم بیرون کار می‌کند، هم زن باید باشد، هم مادر باشد. خانه را تمیز کند غذا درست کند. فقط زجر می‌کشد.



پس تقسیم کار خانه‌ای که می‌گویند چیست؟

بله متأسفانه جوان ایرانی این‌را در هالیوود می‌بیند و باور می‌کند! زندگی واقعی در آمریکای سال 2010 اینجور نیست. بار بیشتر روی زن‌است. اتفاقاً یکبار با چند تا از زنان آمریکایی درباره اسلام صحبت می‌کردم. می‌پرسیدند شما حق کار کردن دارید؟ من گفتم بله، زنان مسلمان اگر بخواهند کار کنند درآمدشان برای خودشان است و اگر نخواهند مرد وظیفه دارد تأمین‌اش کند. با تعجب پرسید وظیفه؟!! گفتم بله! گفت تو می‌توانی یک مرد مسلمان برای من پیدا کنی؟ (خنده) دیگر خیلی خسته شده‌ام! الان بیشتر خانم‌های آمریکایی اصلا وقت ندارند به خودشان برسند.

من به خانم‌های ایرانی می‌گویم همیشه که یک نعمتی دارید ولی نمیدانید چی دارید! چقدر به خودتان می‌رسید! یک عروسی می‌خواهید بروید کلی دنبال لباس می‌گردید، از صبح آرایشگاه می روید. آنجا چنین وقتی ندارند. یک جشنی می خواهند بروند خودشان بدو بدو یک کاری می کنند و تمام! خیلی فشار رویشان است. خیلی مسئولیت دارند. در کار هم درصد مدیران زن خیلی کم است اما شما در هالیوود ببینید همه زنها را در رده های بالا نشان می دهند که دیگر کشورها ببینند و فکر کند که خودشان چقدر عقب هستند! این هم یک راه شستشوی مغزی است برای کنترل دیگر کشورها.



امروز تلویزیون مصاحبه‌ای پخش می‌کرد از یکی از امامان جمعه امریکا که می‌گفت جمعه‌ای نیست که کسی نیاید اینجا برای مسلمان‌شدن. واقعا سرعت به‌این اندازه‌است؟

شهرهای مختلف متفاوت است. بله، شهرهای بزرگ اینطور است. مثلا در لندن بچه‌های مرکز اسلامی آنجا می‌گفتند روز عید فطر گروهی می‌آیند برای مسلمان‌شدن. بله سرعتش از این‌هم بیشتر می‌شود. تبلیغ‌هایشان برعکس جواب می‌دهد. بعد از این مسئله قرآن‌سوزی یک دوستی از آنجا می‌گفت در کتاب‌فروشی‌ها نمی توانید قرآن پیدا کنید از بس که می‌خرند که ببینند این چیست که می‌خواهند بسوزاندش. مثل 11 سپتامبر که خیلی‌ها بعد از آن ماجرا مسلمان شدند. ماجراهای عجیبی می‌شنویم. من هرروز سجده شکر می‌کنم که مسلمان شده‌ام.



خانم هاشمی بعد از مسلمان‌شدن‌تان در زندگی شخصی‌تان اتفاق افتاده که فکر کنید واقعا راه‌تان درست بوده؟

بله، یک بار در امریکا، خانه ام آتش گرفت. همه چیز سوخت. همه دیوار ها سیاه سیاه شده بودند. فقط دوچیز در خانه ام سالم مانده بود. یکی تابلوی «وان یکاد»ی که روی دیوار بود سالم ماند درحالی که دیوارهای اطرافش کاملا سیاه شده بود و یکی هم قرآنم که روی میز بود. لپ تاپم کنار قرآن بود و شدت آتش ذوب شده بود! اما قرآن سالم مانده بود


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 11 اردیبهشت 1394 11:05 ب.ظ

اسلام و حقوق حیوانات_ Islam and Animal rights

سه شنبه 5 خرداد 1394 08:36 ب.ظ

نویسنده : چهل چراغ
ارسال شده در: مقاله Article ،

بسم الله الرحمن الرحیم


آیا چیزی درباره حقوق حیوانات شنیده اید؟ به احتمال زیاد پاسخ شما مثبت است زیرا اخیرا همه ما مطالب زیادی در رابطه با حقوق حیوانات کی شنویم. به جرات می توان ادعا کرد موضوع حقوق حیوانات این روزها یکی از موضاعات رایج برای تشکیل NGO ها و بحث در گروه های روشن فکری است. روش هایی برای همزیستی بهتر با حیوانات و مجموع قوانین و نکاتی که ما باید در ارتباط با حیوانات به آن ها عمل کنیم یا از انجامشان اجتناب کنیم٬ همه در دهه های اخیر بسیار جدی شده اند.

اما آیا می دانید دین اسلام ابداع کننده مساله ای به نام حقوق حیوانات است؟ آیا می دانید اسلام برای اولین بار قوانینی در ارتباط با حقوق حیوانات وضع کرده است؟ بله! اواین بار ۱۴۰۰ سال قبل پیامبر اسلام٬ حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) برای اولین بار درباره حقوق حیوانات سخن گفتند.

برای مثال به چند نمونه از این دست اشاره می کنیم:

در بزرگ ترین مراسم دینی مسلمانان یعنی حج٬ هیچ مسلمانی حق آزار رساندن به حیوانات را ندارد و حتی نمی تواند حشره ای را بکشد.

وقتی مسافرانی از کشورها یا مناطق دیگر برای پرسیدن سوالات دینی شان نزد پیامبر اکرم می آمدند حضرت قبل از پاسخ گویی به سوالشان از آن ها می پرسید:آیا برای مدتی اینجا اقامت خواهید داشت؟ و اگر پاسخ آن ها مثبت بود حضرت می فرمود: اول بروید و بار و اسباب را از پشت شترها و حیوانات پایین بیاورید. این منصفانه نیست که در زمانی که شما مشغول سوال پرسیدن هستید حیوانات بی دلیل آن سنگینی را بر دوش خود داشته باشند و بعد از پرسیدن سوال هایتان تازه بروید و بارها را جهت اقامت زمین بگذارید.

حضرت علی(علیه السلام) همواره سفارش می کردند: بار را روی دوش حیوانات مختلف تقسیم کنید. این به دور از انصاف است که حیوانی باری سنگین بر دوش داشته باشد و دیگری هیچ.

یک روز وقتی امام علی (علیه السلام)بعد از کار در صحرا به منزل برگشتند متوجه شدند مورچه ای به همراه وسایل ایشان به خانه شان آمده است. ایشان راه آمده را بازگشتند تا مورچه را در صحرا رها کنند و فرمودند: لانه این مورچه در ان بیابان بود٬ اگر در خانه من می ماند هرگز لانه خود را پیدا نمی کرد و تلف می شد.

در اسلام ذبح یک حیوان در مقابل چشم حیوان دیگر از آنجا که موجب وحشت حیوان می شود مکروه است و مسلمانان از این امر پرهیز داده شده اند.

و مثال ها و نمونه های بی شمار دیگری از قوانین و دستورات دین اسلام درباره رعایت حقوق حیوانات

حال چند ثانیه فکر کنید. قضاوت شما چیست؟ آیا می شود دینی که درباره حفظ حقوق جیوانات تا این اندازه با ظرافت عمل می کند٬ در رویارویی با انسان ها خشن و بی رحم باشد؟ همه آن تصاویری که بعضی ها می خواهند از دین اسلام در ذهنتان بسازند را کنار بگذارید٬ خودتان شخصا قضاوت کنید


In the name of God, the Beneficent the Merciful


Do you know anything about Animals rights? In all probability yes, because we all are heard a lot on the subject of Animals rights recently. We can claim Animals rights is a common matter on hand in different NGOs or groups these days. The ways of coexist with Animals and variety points and rules which we should or shouldn’t do, are important in this century

But do you know Islam is innovator in Animals rules? Have you known Animals rights was enacted by Islam initially? Yes 1400 years ago the Prophet Mohammad talked about Animals rights for the first time

Now we mention some example

In the biggest Islamic ceremony that is called Hajj, Muslims aren’t allowed to hunt or even kill insects

When passengers from other countries or areas Came to the Prophet Mohammad to ask him religious questions or talk about their problems, the Prophet before answering them asked: do you want to stay here? If they said yes the Prophet mentioned: at first go and pick load up from Camels back. It’s not fair when you are asking your question, camels have load on their back for no reason

Imam Ali recommended: divide your load on different animals. It’s not fair one of them has a heavy load and another one nothing

One day imam Ali worked in desert. After coming back home he understood accidently he was carrying an ant in his equipment. He went back and set at desert an ant and said: it’s nest is here. If I set it in my home it couldn’t find it’s nest again

Hunting animals for fun or kill them in front of other animals eyes is prohibited

And there are so many other examples and rules in Animals rights

Now! Think for seconds. How would you judge? Is it possible the religion which is so much tactful and kind about animals, be a violence and cruel with people? Is it reasonable? Don’t think about all things some ones try to tell you, just judge yourself




L'Islam et les droits des animaux


 Avez-vous entendu parler de droits des animaux? Très probablement votre réponse est positive, Parce que récemment nous entendons beaucoup en parler. On peut dire que ces jours-ci les droits des animaux c’est l'une des motivations courantes pour former les ONG et les groupes pareils dans le monde.
 Au cours des dernières décennies, des moyens de coexistence pacifique avec des animaux et un ensemble de règles et de conseils que nous devons respecter en relation avec eux ont été très grave. Mais savez-vous que c’est l'Islam qui est l'inventeur de ce sujet (les droits des animaux)? Savez-vous que c’est l'Islam qui a imposé des lois sur les droits des animaux pour la première fois? Oui Prophète Mohammed en a parlé pour la première fois il y a 1400 ans !
 Maintenant on mentionne quelques exemplaires

Dans la plus grande cérémonie religieuse des musulmans (Hajj) aucun musulman n’a le droit d’embêter les animaux, il ne peut même tuer un insecte !
 Quand les passagers d'autres pays venaient chez Prophète pour lui demander leurs questions religieuses, avant de répondre à leurs questions, il demandait : Allez-vous rester ici pendant un certain temps? Et si la réponse était positive Prophète dirait : d’abord descendez les bagages des animaux, ce n’est pas juste qu’ils supportent le pois des bagages quand vous êtes en train de demander les questions.
 De même, Imam Ali conseillait toujours : Partagez la charge sur tous les animaux c’est injustice qu’un animal a le charge lourd et l’autre rien.
 Un jour en rentrant du travail à la maison, Imam Ali a considéré une fourmi qui avait été apporté chez lui par son sac. Il est retourné au champ dans lequel il travaillait, pour laisser la fourmi et après a dit : le nid de cette fourmi est dans le champ et si je la laisse chez moi elle ne trouve plus jamais son nid.
 En Islam tuer un animal devant les yeux d’autres animaux c’est blâmé parce que cette action provoque la frayeur des autres.
 Et il y a beaucoup d’autres exemples pareils en Islam sur les droits des animaux.
 Maintenant Pensez quelques secondes S'il vous plaît. Quel est votre jugement? Est-ce que c’est possible que l’Islam qui est si gentil et sympa avec les animaux soit si cruel et dur ( ce que les médias occidentaux disent) avec les hommes ? Laissez de côté les images qu’ils veulent vous faire croire. Jugez vous-même








دیدگاه ها : نظرات.Commentaire.Comment
برچسب ها: اسلام و حقوق حیوانات ، Islam and Animal rights ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 11 خرداد 1394 08:01 ب.ظ

پاسخ به شبهات-اختصاصی برای فارسی زبانان

سه شنبه 5 خرداد 1394 08:31 ب.ظ

نویسنده : چهل چراغ
ارسال شده در: مقاله Article ،

بسم الله الرحمن الرحیم


 می گویند سوگواری شیعیان برای امام حسین (علیه السلام) یا حضرت علی (علیه السلام) بی معنی است که هر دو امام توسط شیعیان خود به شهادت رسیدند. شیعه خود هم قاتل این دو امام است هم سوگوار و خون خواه این دو امام

در پاسخ به این شبهه باید گفت فرض این مساله به کلی غلط است و این فرض غلط است که از نظر بعضی ها باعث تناقض در رفتار شیعیان شده است.
این درست است که کوفه مرکز خلافت امیرالمومنین بود و مردم عراق به خصوص کوفیان بدنه اصلی سپاه امیرالمومنین در سه جنگ جمل، صفین و نهروان را تشکیل می دادند اما مردم عراق و کوفیان به هیچ وجه به معنایی که طراحان شبه مطرح می کنند شیعه نبودند(به جز عده معدودی از آن ها). در واقع از نظر اعتقادی مردم آن روز عراق امام علی (علیه السلام) را پس از سه خلیفه به عنوان خلیفه چهارم قبول داشتند. این درست است که کوفیان علاقه بیش تری نسبت به حضرت علی داشتند و ایشان را از سه خلیفه قبلی از نظر رتبه و مقام بالاتر می دانستند و در جنگ با شامیان و معاویه در کنار حضرت بودند و تمایل داشتند که خلافت بعد از حضرت امیر به پسران ایشان که نوه های پیامبر بودند منتقل شود اما این به هیچ وجه دلیل آن نمی شود که نام آن ها را شیعه گذاشت.
چون عنوان شیعه از اساس به کسی اطلاق می شود که معتقد است امیرالمومنین جانشین بلافصل پیامبر است و ایشان از طرف خدا به امامت و جانشینی پیامبر منصوب شده اند و پیامبر اکرم (صلح الله علیه و آله) این جانشینی را به دستور خدا در غدیر خم اعلام کرد. در حالی که کوفیان و مردم آن روز عراق به هیچ عنوان قائل به این مساله نبودند و حضرت امیر را بعد از خلفا و به عنوان خلیفه چهارم قبول داشتند.
پس شبهه از اساس مردود است و قاتلان امیرالمومنین و اباعبدالله اصلا شیعه نبودند




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 5 خرداد 1394 08:34 ب.ظ

مرضیه هاشمی از دلایل مسلمان شدنش می گوید...Marzieh Hashemi tells her reason for accepting Islam

دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 12:24 ب.ظ

نویسنده : چهل چراغ
ارسال شده در: مقاله Article ،

بسم الله الرحمن الرحیم


Mrs Melanie Franklin that nowadays she is known as Marzieh Hashemi, is American Journalist and documentary-maker and works for Press TV now. We talked with her about About women's problems and false illustration of women in Western media and her reason for converting to Islam

coming soon



خانم ملانی فرانکلین که امروزه او را با نام مرضیه هاشمی می شناسند، خبرنگار و مستندساز شبکه پرس تی وی است که تجربه‌ی زندگی در جامعه‌ی آمریکا را نیز داشته است. با وی درباره‌ی مشکلات زنان و تصویر سازی‌های دروغین از زنان در رسانه‌های غربی و دلایل مسلمان شدنش به گفت‌وگو نشستیم.

به زودی...



Mme Mélanie Franklin, nommée aujourd'hui « Marzié Hachémi » est journaliste et réalisatrice de documentaires de la chaîne Press TV. Elle vivait déjà aux Etats-Unis. On lui a parlé des problèmes des femmes aux pays occidentaux et des fausses images montrées d’elles dans les médias et des raisons de sa conversion à l’Islam

À venir





دیدگاه ها : نظرات.Commentaire.Comment
برچسب ها: مرضیه هاشمی ، خبرنگار و مستندساز شبکه پرس تی وی ، مشکلات زنان و تصویر سازی‌های دروغین از زنان در رسانه‌های غربی ، Marzieh Hashemi ، American Journalist and documentary-maker who coverted to Islam ، women's problems and false illustration of women in Western ، reason for converting to Islam ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 5 خرداد 1394 09:09 ب.ظ

خبر- آمریکایی شیعه شده در نجف اشرف +عکس American new Muslim in Najaf

جمعه 11 اردیبهشت 1394 09:40 ب.ظ

نویسنده : چهل چراغ
ارسال شده در: عکس Photo ، خبر News-Actualités ،

بسم الله الرحمن الرحیم



Lucas Bronck converted to Islam recently and chose the shia (the Shiites) sharia. He traveled to Najaf and pilgrimaged Imam Ali (a.s) holly shrine. This young American is from the state of California and he was been Catholic Christian previously. after making friend with young Pakistani Shia, he was started to studying about Islam. After reading about Islam he became keen on Imam Ali (a.s) personality. This American youth said about his feeling after pilgrimaging holly shrine:”I feel lucky and it’s incredible feeling. I can’t describe my happiness
He added:”I was standing in front of symbol of humanity, justice and Sacrifice and tribute him.” Lucas said:” when I wanted to enter holly shrine my heart was shaking and my steps was heavy and I could not move but when I enter shrine I felt deep happiness and satisfied in my heart. Everybody were satisfied and comfortable and I had special feeling which I never had



«لوکاس برونک» یک تازه شیعه شده آمریکایی در سفر به نجف اشرف حرم مطهر حضرت امام علی(ع) را زیارت کرد.
این جوان آمریکایی از ایالت کالیفرنیا است که قبلا مسیحی کاتولیک بوده که پس از آشنایی با یک شیعه جوان پاکستانی به مطالعه درباره دین اسلام و مذهب تشیع روی می‌آورد.
وی مدتی بعد که شیفته امام علی(ع) و اهل‌بیت(ع) شده بود به دین مبین اسلام و مذهب تشیع می‌گرود.
لوکاس برونک که به زیارت حرم امام علی(ع) رفته بود مورد استقبال مسؤولیت تولیت حرم مطهر قرار گرفت.
جوان تازه شیعه آمریکایی پس از زیارت حرم مطهر در سخنانی کوتاه احساس خود را از ورود به این مکان ملکوتی ابراز کرد و گفت احساس خوشبختی می‌کنم که غیرقابل وصف است.

وی افزود: من در برابر مقام امیر انسانیت و عدالت و گذشت ایستادم و به ایشان ادای احترام کردم
لوکاس گفت: هنگامی که وارد حرم شدم قلبم می‌لرزید و قدم هایم سنگین بود و نمی‌توانستم حرکت کنم. اما بعد از خواندن زیارت و تشرف به حرم احساس راحتی و اطمینان کردم. زائرین را می‌دیدم که در اطرافم با امنیت و آرامش و انسانیت در حال عبادت هستند، احساسی دارم که هیچ‌گاه تا کنون آنرا نداشتم.


Lucas Bronck » un nouveau chiite américain, a fait un pèlerinage au sanctuaire de l’Imam Ali en voyageant à Najaf.
Ce Californien était un catholique qui a converti à l’Islam après avoir fait la connaissance d’un jeune chiite pakistanais et avoir interrogé sur l’Islam et sur le chiisme.
« Lucas Bronck » qui a été très bien accueilli à Najaf, a exprimé : « je me sens très heureux d’y assister et je ne peux pas décrire mon bonheur ». Il a ajouté aussi : « aujourd’hui je me suis retrouvé devant émir de l’humanité de la justice et du pardon et je lui rends hommage. » Il a continué :  en entrant au sanctuaire de l’Imam Ali j’avais un cœur tremblant et des pas lourds et je ne pouvais pas avancer, mais après avoir fait le pèlerinage je me sentais très à l’aise et calme. Je voyais autour de moi des pèlerins qui étaient en train de prier en sécurité. J’avais un sentiment agréable que je n’avais jamais expérimenté






دیدگاه ها : نظرات. Commentaire.Comment
برچسب ها: آمریکایی شیعه شده در نجف اشرف +عکس ، American Shie youth in Najaf ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 11:47 ق.ظ

چرا مسلمان شدم؟ Why i have converted to Islam

چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394 10:53 ب.ظ

نویسنده : چهل چراغ
ارسال شده در: فیلم Video-Vidéos ،

بسم الله الرحمن الرحیم


Islam, mercy religion or violence one?  What’s fact of Islam? What have Islam and Prophet Mohammad trained to Muslims? Is Islam violence religion that just is appropriate for men or it’s as Muslims claim religion of bliss and happiness in this world and world hereafter? Between all those claims which one is true and how I have to understand? Tell me what is truth? truth
We want to answer all those questions but for answering we need to change our angle of view to find our response through new Muslims speaking. New Muslims have amazing story about why they choose Islam despite all anti-Islamic claims and adverse publicity…you judge

 

منتظر باشید...


اسلام، دین رحمت یا خشونت؟ حقیقت اسلام چیست؟ دلیل این همه توهین و هجمه به پیامبر اسلام چیست؟ اسلام و پیامبر اسلام به پیروان خود چه آموخته است؟ اسلام دینی خشن و مردانه است یا آیینی نجات بخش و سعادت آفرین؟ بین این همه صدا، این همه حرف، این همه ادعا،حقیقت چیست؟

با هم و در كنار هم، سعی می كنیم به تك تك این سوالات پاسخ دهیم اما برای رسیدن به جواب می خواهیم زاویه دیدمان را عوض كنیم و پاسخ این پرسش ها را از زبان تازه مسلمان هایی كه با وجود تبلیغات ضد اسلامی گسترده همه روزه به این دین می گروند، بشنویم. چگونگی آشنایی و دلایل گرایش تازه مسلمانان به اسلام حقیقتا داستان هایی شنیدنی دارد. در این وبلاگ می خواهیم این داستان ها را با هم مرور كنیم. قضاوت با شماست...



L'islam, Religion de paix ou de violence? Quelle est la réalité de l'Islam? Quelle est la raison de toutes ces insultes et les attaques contre le prophète Mahomet? L'islam et le prophète Mahomet a enseigné à ses disciples quoi? C’est une religion violent et mâle ou un rite qui sauve des vies? Quelle est la réalité entre toutes ces voix, toutes ces paroles et toutes ces bagarres ?
On essaie de répondre à toutes ses questions, mais pour atteindre ce but nous devons changer notre attitude et trouver nos réponses dans les paroles de nouveaux musulmans qui se sont convertis à l’islam malgré toutes les propagandes anti-islamique généralisées dans les médias occidentaux.
Les nouveaux musulmans vous racontent des histoires intéressantes sur leurs motivations de se convertir à l’Islam et la manière de faire connaissance avec cette religion. à vous de juger !
Attendez




دیدگاه ها : نظرات.Commentaire.Comment
برچسب ها: new Muslims ، anti-Islamic ، Islam and Prophet Mohammad ، Islam is appropriate for men ، چرا مسلمان شدم ، تازه مسلمان ها ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 11:45 ق.ظ

This is message for you...yes,you

جمعه 4 اردیبهشت 1394 02:18 ب.ظ

نویسنده : چهل چراغ
ارسال شده در: مقاله Article ،


What do you know about Islam? What is truth? Islam is the source of violence or it’s the religion of kindness? How should we get which one is truth


Have you ever thought for those questions? Would you like to find your answers? Maybe we can find appropriate answer together…let’s try


First of all I have good offer, we can discus after that. It’s my offer: please read carefully


In the name of God, the Beneficent the Merciful

 To the Youth in Europe and North America,

The recent events in France and similar ones in some other Western countries have convinced me to directly talk to you about them. I am addressing you, [the youth], not because I overlook your parents, rather it is because the future of your nations and countries will be in your hands; and also I find that the sense of quest for truth is more vigorous and attentive in your hearts.

I don’t address your politicians and statesmen either in this writing because I believe that they have consciously separated the route of politics from the path of righteousness and truth.

I would like to talk to you about Islam, particularly the image that is presented to you as Islam. Many attempts have been made over the past two decades, almost since the disintegration of the Soviet Union, to place this great religion in the seat of a horrifying enemy. The provocation of a feeling of horror and hatred and its utilization has unfortunately a long record in the political history of the West.

Here, I don’t want to deal with the different phobias with which the Western nations have thus far been indoctrinated. A cursory review of recent critical studies of history would bring home to you the fact that the Western governments’ insincere and hypocritical treatment of other nations and cultures has been censured in new historiographies.

The histories of the United States and Europe are ashamed of slavery, embarrassed by the colonial period and chagrined at the oppression of people of color and non-Christians. Your researchers and historians are deeply ashamed of the bloodsheds wrought in the name of religion between the Catholics and Protestants or in the name of nationality and ethnicity during the First and Second World Wars. This approach is admirable.

By mentioning a fraction of this long list, I don’t want to reproach history; rather I would like you to ask your intellectuals as to why the public conscience in the West awakens and comes to its senses after a delay of several decades or centuries. Why should the revision of collective conscience apply to the distant past and not to the current problems? Why is it that attempts are made to prevent public awareness regarding an important issue such as the treatment of Islamic culture and thought?

You know well that humiliation and spreading hatred and illusionary fear of the "other” have been the common base of all those oppressive profiteers. Now, I would like you to ask yourself why the old policy of spreading "phobia” and hatred has targeted Islam and Muslims with an unprecedented intensity. Why does the power structure in the world want Islamic thought to be marginalized and remain latent? What concepts and values in Islam disturb the programs of the super powers and what interests are safeguarded in the shadow of distorting the image of Islam? Hence, my first request is: Study and research the incentives behind this widespread tarnishing of the image of Islam.

My second request is that in reaction to the flood of prejudgments and disinformation campaigns, try to gain a direct and firsthand knowledge of this religion. The right logic requires that you understand the nature and essence of what they are frightening you about and want you to keep away from.

I don’t insist that you accept my reading or any other reading of Islam. What I want to say is: Don’t allow this dynamic and effective reality in today’s world to be introduced to you through resentments and prejudices. Don’t allow them to hypocritically introduce their own recruited terrorists as representatives of Islam.

Receive knowledge of Islam from its primary and original sources. Gain information about Islam through the Qur’an and the life of its great Prophet. I would like to ask you whether you have directly read the Qur’an of the Muslims. Have you studied the teachings of the Prophet of Islam and his humane, ethical doctrines? Have you ever received the message of Islam from any sources other than the media?

Have you ever asked yourself how and on the basis of which values has Islam established the greatest scientific and intellectual civilization of the world and raised the most distinguished scientists and intellectuals throughout several centuries?

I would like you not to allow the derogatory and offensive image-buildings to create an emotional gulf between you and the reality, taking away the possibility of an impartial judgment from you. Today, the communication media have removed the geographical borders. Hence, don’t allow them to besiege you within fabricated and mental borders.

Although no one can individually fill the created gaps, each one of you can construct a bridge of thought and fairness over the gaps to illuminate yourself and your surrounding environment. While this preplanned challenge between Islam and you, the youth, is undesirable, it can raise new questions in your curious and inquiring minds. Attempts to find answers to these questions will provide you with an appropriate opportunity to discover new truths.

Therefore, don’t miss the opportunity to gain proper, correct and unbiased understanding of Islam so that hopefully, due to your sense of responsibility toward the truth, future generations would write the history of this current interaction between Islam and the West with a clearer conscience and lesser resentment. 


Seyyed Ali Khamenei

Message of ayatollah Seyyed Ali Khamenei, Leader of The Islamic Republic of Iran



بسم الله الرحمن الرحیم


آیت الله خامنه ای، مقام معظم رهبری در پیامی خطاب به جوانان اروپا و آمریکا از آنان خواستند درباره حقیقت اسلام تحقیق کنند و تسلیم هیاهو و جنجال های اسلام هراسی دولتمردان و رسانه های جهانی نشوند. متن پیام مقام معظم رهبری خطاب به جوانان اروپا و آمریکا به این شرح است:


بسم الله الرحمن الرحیم

برای جوانان شمال آمریکا و اروپا؛

تحولات اخیر در فرانسه و نمونه های مشابه آن در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا واداشت تا به صورت مستقیم با شما درباره این تحولات سخن بگویم. خطاب من به شماست؛ (شما جوانان)، نه به این خاطر که من توجهی به والدین شما ندارم، بلکه به این خاطر که آینده ملت ها و کشورهایتان در دستان شما خواهد بود و افزون بر این می دانم که حس حقیقت جویی در قلب شما جوانان پویاتر و قوی تر است.

خطاب من متوجه سیاستمداران و دولتمردان شما هم نیست زیرا باور دارم که آنان خود خواسته راه سیاستمداری و راستی و حقیقت را جدا کرده اند.

می خواهم با شما درباره اسلام سخن بگویم؛ بخصوص چهره ای که برای شما از اسلام ارائه شده است. تلاش های بسیاری در دو دهه اخیر بخصوص از زمان فروپاشی اتحاد شوروی صورت گرفته است تا این دین بزرگ را در جایگاه دشمنی دهشتناک بنشانند. تحریک احساس ترس و نفرت و استفاده سوء استفاده از آن در کمال تاسف سابقه ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد.

در اینجا، من نمی خواهم به هراس های مختلفی که کشورهای غربی تا کنون تلقین کرده اند بپردازم. نگاهی گذرا به مطالعات حساس تاریخ معاصر می تواند شما را به این حقیقت برساند که دولت های غربی رفتاری به دور از صداقت و با دورویی با ملت ها و فرهنگ های دیگر داشته اند که از تاریخ نگاری های جدید حذف شده است.

تاریخ های آمریکا و اروپا شرمسار از برده داری، خجل از دوره استعماری و آزرده از سرکوب ملت های رنگین پوست و غیر مسیحی است. محققان و تاریخ دانان شما به شدت شرمنده خونریزی ها به نام مذهب بین کاتولیک ها و پروتستان ها یا به نام ملیت ها در دوران جنگ اول و دوم جهانی هستند. این رویکرد قابل ستایش است.

با ذکر بخشی از این فهرست بلند بالا، قصد بازخوانی تاریخ را ندارم، بلکه می خواهم از شما بخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی غربی ها بعد از چندین دهه بیدار شده است. چرا بازبینی وجدان عمومی برای زمان های دور اجرا می شود و برای مشکلات جاری نه؟ چرا این تلاش ها برای جلوگیری از بیداری عمومی درباره مشکلات عمده مانند برخورد با فرهنگ و تفکر اسلامی صورت می گیرد؟
شما به خوبی می دانید که تحقیر و ترویج نفرت و ترس واهی از «دیگران» مبنایی عمومی برای همه سود بران سرکوبگر است. حال، از شما می خواهم از خود بپرسید چرا سیاست قدیمی گسترش «هراس» و نفرت، اسلام و مسلمین را با حجمی بی سابقه هدف گرفته است. چرا ساختار قدرت در دنیا می خواهد اندیشه اسلامی به حاشیه رانده شود و همچنان پوشیده بماند؟ کدام مفهوم و ارزش های اسلامی باعث اخلال در پیشرفت ابرقدرت ها می شود و کدام منافع هستند که در سایه تحریف وجهه اسلام در امان می مانند؟

حال خواست اول من این است: درباره انگیزه های پشت پرده تخریب چهره اسلام تحقیق و مطالعه کنید.

خواست دوم من این است که در واکنش به سیلی از اقدامات صورت گرفته برای گمراه کردن و پیش قضاوت ها، تلاش کنید تا اطلاعاتی مستقیم و دست اول از این دین را به دست آورید. منطق صحیح مستلزم این است که شما درکی از طبیعت و جوهره آنچه که آنان شما را از آن می ترسانند و می خواهند از آن دوری گزینید، داشته باشید.

اصراری ندارم که شما قرائت من یا دیگر قرائت ها از اسلام را بپذیرید. چیزی که از شما می خواهم این است: اجازه ندهید این پویایی و حقیقت موثر در دنیای امروز با احساسات و پیش قضاوت ها در اختیار شما قرار بگیرد. به آنان اجازه ندهید که با دو رویی، تروریست های مزدورشان را به عنوان نمایندگان اسلام معرفی کنند.

اطلاعات مربوط به اسلام را از منابع اصلی و اولیه آن دریافت کنید. اطلاعات مربوط به اسلام را از قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن بگیرید. می خواهم از شما بخواهم که به صورت مستقیم، قرآن مسلمانان را قرائت کنید. آیا شما تا کنون آموزه های پیامبر اسلام (ص) و اصول انسانی ایشان را مطالعه کرده اید؟ آیا پیام اسلام را از منبعی غیر از رسانه های دریافت کرده اید؟

آیا تا کنون از خود پرسیده اید که چگونه و بر چه مبنایی ، ارزش های اسلام توانست بزرگترین تمدن علمی و فکری را در دنیا ایجاد کند و در طول قرن ها بزرگترین دانشمندان و متفکران را بپروراند؟

از شما می خواهم اجازه ندهید تصویر سازی موهن و متعرضانه گردابی احساسی بین شما و واقعیت ایجاد کند و باعث شود احتمال داشتن یک قضاوت بی طرفانه از شما سلب گردد. امروز جوامع رسانه ای مرزهای جغرافیایی را در نوردیده اند. با این حال، اجازه ندهید که آنان شما را با مرزهای ذهنی و ساختگی احاطه کنند.

هر چند که کسی به تنهایی نمی تواند این خلاء های ایجاد شده را پر کند، هر کدام از شما می توانید پلی بین تفکرات و عدالت برای خلاء های ایجاد شده برای روشن کردن خود و اطرافیان خود استفاده کنید. هر چند این چالش بین اسلام و شما جوانان ناخواسته است، می تواند سوال هایی جدید در ذهن های کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش برای یافتن پاسخ به این سوال ها فرصتی مناسب برای یافتن حقیقت هایی تازه برای شما ایجاد می کند.

از این رو، فرصت را برای یافتن درکی صحیح و بی غرض از اسلام از دست ندهید تا با حس مسئولیت پذیری شما به سوی حقیقت، نسل آینده بتواند تاریخ این تعاملات بین اسلام و غرب را به صورتی وجدانی روشن تر و رنجش و خشمی کمتر بنگارد.


سید علی خامنه ای

بیست و یکم ژانویه دو هزار و پانزده





دیدگاه ها : نظرات.Commentaire.Comment
برچسب ها: Khamenei message To the Youth in Europe and North America ، Khamenei letter To the Youth in Europe and North America ، Islamic Republic of Iran letter to youth n Europe and America ، Khamenei letter ، khamenei message ، leader of Iran letter ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 11:42 ق.ظ

In the name of Allah

سه شنبه 1 اردیبهشت 1394 11:54 ق.ظ

نویسنده : چهل چراغ

In the name of Allah,
The Most Compassionate, the Most Merciful


Praise be to Allah, lord of the universe. He created man from clay and shape him in the best possible way. He favoured him above all other creatures and made his closest angels prostrate themselves before him. He graced him with the mind that change hid doubt to an absolute belief. He gave him two eyes, one tongue, two lips, and showed him two ways. He sent him messengers giving him good news, warning him and alerting him and preventing him from going astray with the cursed Devil. He told him not worship the Devil, for the Devil is his enemy. And to worship Allah alone and follow his rights path, with understanding and a convincing belief, and not to imitate the belief of his forefathers and friends and relatives who followed those before them without any clear reasoning. Who could say better thing than he who called for Allah and did good deeds and said that he was one of the Muslims. May the Lord’s blessing, peace and greeting be upon the Messengers  who brought mercy unto the people…support of all  the oppressed and the weak…savior of all mankind from the darkness of ignorance…he who will guide them to the enlightened path of the faithful and the good
Our master Mohammad son of Abdullah… prophet of the Muslims and chief of the singularly radiant. May these blessing and greeting s be upon his good and purified posterity whom Allah has chosen from among all the truthful




دیدگاه ها : نظرات.Commentaire.Comment
آخرین ویرایش: یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 11:55 ق.ظ